
سابقه ی تاریخی دماوند در سیری بر دماوند
درباره ی سابقه ی تاریخی دماوند در سیری بر دماوند ، همان طور که آقای خنجی نوشته اند در زمان پادشاه آسور این کوه را «بی کینی» می نامیدند و حتا در تاریخ آسور معروف است، که سردار فاتح آن ها پس از تصرف ماد به این کوه رسید و نام «بی کینی» بر آن نهاد و آن را انتهای جهان دانست و علت این بود، که آسوری ها فاصله ی زیادی از آسور تا دماوند را طی کرده بودند و نمی توانستند پیش تر بروند.
در نتیجه این کوه را نقطه ی آخر جهان فرض کردند، ولی پیش از آسوری ها، آریان ها کوه را مقدس دانسته و ضمن مراجعه به تاریخ ورود آریان ها به فلات ایران، چنین معلوم می گردد که پس از ورود به فلات، صفحات سیستان و خراسان و ری و دماوند را به تصرف درآوردند و آنان در این نقاط با دیوها و با تورها،که افراد بومی این سرزمین بودند زدوخوردها نموده و این مردم وحشی را رام خود ساختند.
اغلب افسانه های باستانی ایران مربوط به جدال آریان های اولیه بوده و قسمت عمده ی شاهنامه که جنگ ایرانیان و تورانیان است، شاید مربوط به همین عهد بوده باشد، در بین افسانه های باستانی کوه دماوند سهم عمده یی دارد.
در شاهنامه فردوسی، نام این کوه به کرات برده شده و در این حماسه ملی مظهر عظمت و بزرگی است، چون داستان های شاهنامه مأخوذ از قدیمی ترین افسانه های آریایی است و تاریخ این افسانه ها شاید مربوط به زمان قبل از ورود آریان ها به فلات ایران باشد، محققاً می توان گفت بیشتر آن ها، بعد از ورود آریان ها به فلات ایران به وقوع پیوسته است. در این افسانه دماوند مورد توجه و شاید پرستش مردم آریایی بوده، همان طوری که کوه المپ در نزد یونانیان جنبه ی تقدس داشته و آن را مرکز خدایان می دانسته اند.
متأسفانه افسانه های ملی ما در طی قرون، تغییرات بسیار یافته و ما را اکنون به بیشتر آن ها دسترسی نیست. در شاهنامه که داستان های آن سینه به سینه از نیاکان ما نقل گردیده است، این کوه زندان دیوان و ضحاک تازی است و فردوسی پس از نقل سیه کاری های ضحاک بدسیرت و پیروزی شاه افریدون بر آن دیو ناپاک چنین می گوید:
فریدون فرزانه بنواخت شان
ز راه خرد پای گه ساخت شان
همی گفت کاین جایگاه من است
به فال اخترش بخت تان روشن است
که یزدان پاک از میان گروه
برانگیخت ما را به البرز کوه
و سپس چنین می گوید:
که این بسته را تا دماوند کوه
ببر هم چنین تازیان بی گروه
بیاورد ضحاک را چون نوند
به کوه دماوند کردش به بند
فرو بست دستش بدان کوه باز
بدان تا بماند به سختی دراز
سامر اسکیل
خانمی اهل انگلیس به نام جی.پی، سامر اسکیل با عنوان اولین بانوی صعود کننده به قله ی دماوند صعود کرد.

سردار ساسانی به نام دماوند
بنا به گفته ی بعضی از مورخان، ساسانیان اصول ملوک الطوایفی را از اشکانیان به ارث بردند… به همین جهت طبقه ی مقتدر و نیرومند رؤسای طایفه ها را در مرتبه دوم باز می یابیم، که هفت دودمان ممتاز در رأس آن قرار داشتند…. خاندان ساسانی نخستین دودمان این خاندان های هفت گانه بوده است….
ظاهراً نجبای درجه اول ملوک الطوایف، به هفت دودمان مورد اشاره منحصر و محدود نمی شده است. «فوستوس» بیزانسی از سرداری بنام «دماوند» نام می برد که به خانواده ی «کاوسگان» تعلق داشته است. (تاریخ ده هزار ساله ی ایران جلد دوم از ساسانیان تا انقراض آل زیار، تالیف: عبدالعظیم رضایی، ناشر: انتشارات اقبال، چاپ سوم، تابستان۱۳۷۱، ص ۹۳ و ۹۴).


