با وجود اینکه دهههاست جستجو برای یافتن بیگانگان وارد مرحله تازهای شده، ما هنوز هیچ نشانهای از حیات فرازمینی پیدا نکردهایم. آیا این دستخالی ماندن و هیچچیز نیافتن، ارزشمند است؟ آیا همچنان باید به جستجوی موجودات فضایی ادامه دهیم؟

جستجوی موجودات فضایی؛ تلاشی که بشر برای قرنها داشته است
بشر قرنها به ستارگان نگاه کرده و از خود پرسیده که آیا ما در این پهنه ناشناخته و بیکران تنها هستیم یا موجودات دیگری هم شبیه به ما وجود دارند؟ کنجکاوی ما زمانی بیشتر شد که فناوری آنقدر پیشرفت کرد که توانستیم آسمان را در جستجوی نشانهها یا سیگنالهای احتمالی تمدنهای دیگر، چیزی که به آن «امضای تکنولوژیکی» میگویند، بررسی کنیم. اما با وجود همه این پیشرفتها و جستجوهای گسترده، هنوز هیچ سیگنال قطعی و معتبری از حیات هوشمند فرازمینی دریافت نکردهایم. علت این موضوع چیست؟ سکوت و عدم دریافت سیگنال چه پیامی برای ما دارد؟ اگر دیگر به پیامها گوش ندهیم، چه معنایی خواهد داشت؟

سکوت بزرگ
ما از اواخر قرن نوزدهم به دنبال بیگانگان بودهایم؛ زمانی که نیکولا تسلا مخترع بزرگ تلاش کرد سیگنالهای رادیویی مصنوعی را از مریخ دریافت کند. از سال ۱۹۸۴ نیز موسسه SETI در جستجوی نشانههایی از هوش فرازمینی بوده است. اما با وجود صدها میلیون دلار بودجه برای دههها جستجو و تحلیل داده، نتیجه چیزی جز سکوت نبوده است.
«SETI گذشتهای پرفرازونشیب بهعنوان بخشی از دنیای علم داشته است.» این را چنوا ترمبلی، دانشمند پروژه مؤسسه SETI برای پروژه COSMIC میگوید. او توضیح میدهد که از دهه ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ بخشی از جستجوی موجودات فضایی در آمریکا با بودجه فدرال و از طریق ناسا و آزمایشگاه پیشرانش جت (JPL) انجام میشد، اما این برنامهها نگاهی محدود داشته و پراکنده و ناهماهنگ بودند. به گفته او: «از زمانی که بودجه فدرال مربوط به برنامههای SETI در دهه ۱۹۹۰ قطع شد، این کار تنها توسط تعداد کمی از افراد متعهد ادامه پیدا کرد؛ افرادی که همواره زیر ذرهبین و مورد نقد شدید بودند.»
این تلاش دانشمندان، نتایج خوبی در پی داشته است. دانشمندان اکنون تخمین میزنند که حیات روی زمین بین ۴.۱ تا ۴.۳ میلیارد سال پیش آغاز شده است. همچنین معتقدند که کهکشان راه شیری صدها میلیارد تا تریلیونها سیاره را در خود جای داده است و از میان بیش از ۶۰۰۰ سیاره فراخورشیدی تاییدشده، حدود ۲۰۰ مورد هماندازه زمین هستند. این اعداد بهتنهایی به این معنا هستند که راه شیری مملو از حیات و حتی حیات هوشمند و فرازمینی است.

چالشهای جستجو برای حیات فرازمینی و موجودات فضایی
جستجوی مداوم برای یافتن حیاتی هوشمند، همیشه بدون چالش نبوده است و مخالفان و تردیدهای خاص خود را نیز دارد. بسیاری از دانشمندان در این زمینه به «پارادوکس فرمی» اشاره میکنند؛ ایدهای که از گفتوگویی در سال ۱۹۵۰ شکل گرفت، زمانی که فیزیکدان انریکو فرمی پرسید: «پس همه کجا هستند؟» منظور او این بود که با توجه به سن کهکشان راه شیری، موجودات فرازمینی باید تا الان به زمین آمده باشند. اما این اتفاق نیفتاده است.
در طول دهههای بعد، پارادوکس فرمی که در بعضی منابع سکوت بزرگ نامیده میشود، به محور اصلی بحثهای پیرامون ستی تبدیل شد. امروزه پارادوکس فرمی فقط به موضوع نبود موجودات فضایی در زمین محود نمیشود، بلکه به تضاد کلی میان احتمال تنها نبودن ما و نبود هرگونه تماس با تمدنهای دیگر هم اشاره دارد.
حل موضوع پارادوکس فرمی
اگر فرض کنیم تمدنهای بیگانه پایدار و ماندگار در کهکشان فراوان هستند، سه توضیح کلی برای اینکه چرا به سراغ ما نیامدهاند، وجود خواهد داشت.
اول اینکه شاید سفر میانستارهای چالشی بیش از حد دشوار باشد. حتی اگر بسیاری از مشکلات مربوط به پیمودن فاصلههای عظیم میان ستارگان با مهندسی پیشرفته حل شوند، همچنان چالشهای زیستی مانند طول عمر، در برابر مدت زمان سفر باقی میماند.
دوم اینکه با توجه به زمان بسیار طولانی لازم برای سفر میان ستارگان یا در سراسر کهکشان، شاید سفر میانستارهای ممکن باشد اما تمدنهایی که آن را آغاز کردهاند، هنوز به ما نرسیده باشند.
و سومین توضیح، این است که شاید تمدنهای بیگانه توانایی سفر به زمین را داشته باشند، اما ترجیح دادهاند این کار را نکنند. این امکان وجود دارد جامعه آنها بیش از حد آشفته باشد و نتواند تلاشی متمرکز برای سفر به زمین انجام دهد؛ یا این کار از نظر سیاسی محبوب نباشد یا هزینه مالی آن مطلوب به نظر نرسد؛ یا حتی به دلایل اخلاقی و اجتماعی، مانند تمایل به دخالت نکردن در سرنوشت گونههای دیگر، از این کار پرهیز کنند.

جستجوهای امروزی SETI: تلاشی سطحی برای حل مسئله
بسیاری از حامیان ستی بهطور جدی عقیده دارند که عدم دریافت سیگنالی از موجودات فضایی، بههیچوجه دلیلی برای نبود تمدنهای فرازمینی نیست. سوفیا شیخ، پژوهشگر امضای تکنولوژیکی در موسسه SETI، میگوید: «هیچ سکوت بزرگی وجود ندارد. اگر حجم فضایی را که باید جستجو کنیم به اندازه تمام اقیانوسهای زمین تصور کنید، ما تا امروز فقط به اندازه آب یک استخر کوچک را بررسی کردهایم.»
مطالعهای در سال ۲۰۱۸ به رهبری جیسون رایت، ستارهشناس دانشگاه پناستیت، نیز همین نتیجه را داشت. در این پژوهش، مواردی مثل میزان آسمانی که جستجو شده، فرکانسها و پهنای باند بررسیشده و تعداد دفعاتی که یک هدف مشخص رصد شده بود، مورد بررسی قرار گرفتند.
شیخ، که زمانی دانشجوی رایت بوده، در اینباره میگوید: «ما هنوز چیزی پیدا نکردهایم، در واقع تازه جستجو را شروع کردهایم.»
ترمبلی نیز میگوید: «جستجوها تاکنون به این شکل بوده که از چند زاویه، به چند روش محدود مانند تماشا کردن از سوراخ یک نی و فقط چند بار به جهان نگاه کرده باشیم. ما به اندازه کافی و با روشهای متنوع جستجو نکردهایم و حتی محدوده پارامترهای سیگنالی که خودمان قادر به تولیدشان هستیم را پوشش ندادهایم، چه رسد به اینکه بخواهیم فراتر از درک خودمان از شکل احتمالی یک سیگنال، فکر کنیم.»
او ادامه میدهد: «در واقع، تلاش اصلی برای این جستجو طی ۱۰ سال گذشته با گامهایی بزرگ رو به جلو آغاز شده است. با توسعه رایانههای پیشرفته و سریع و همکاری گسترده با رصدخانهها، ما بهتازگی یک جستجوی واقعی را شروع کردهایم.»

تشخیص یک سیگنال از موجودات فضایی؛ موضوعی نهچندان ساده
باوجود تمام پیشرفتها، حتی اگر در پایش کل آسمان و تمام فضاهای پارامتری ممکن موفق شویم، شناسایی یک سیگنال از موجودات فضایی با فناوری کنونی ما کار سادهای نخواهد بود. در این زمینه سوالاتی مطرح است. برای مثال اگر نزدیکترین تمدن از ارتباطات لیزری یا تلهپورت کوانتومی استفاده کند، تکلیف چیست؟ تمدنی که حتی ۵۰ سال از ما جلوتر است، از چه فناوریهایی استفاده میکند؟ تمدنی که ۱۰۰۰ سال از ما دورتر است چطور؟
استیون کین، استاد اخترفیزیک سیارهای در دانشگاه کالیفرنیا ریورساید، میگوید: «پیشبینی فرهنگ و شیوه ارتباط یک تمدن بیگانه پیشرفته فوقالعاده دشوار خواهد بود. اصلیترین مشکل این است که مردم تصور میکنند فناوری به نقطه اوج خود رسیده و بنابراین فناوری پیشرفته را در چارچوب فکری خود، یعنی فناوریهای فعلی، فقط در مقیاسی بسیار بزرگتر تصور میکنند.» اما او اشاره میکند: «آیا ۲۰ سال پیش از GPS روی تلفن همراه استفاده میکردید؟ فکر میکنید ۲۰ سال دیگر چه فناوری جدیدی در دست خواهید داشت؟»
کین در ادامه میگوید: «تمدن کنونی از بسیاری جهات برای گونههای ۱۰۰ سال پیش خود ما، بیگانه و فضایی محسوب میشود. آیا انسانهای دهه ۱۹۲۰ فرهنگ و ارتباطات امروزی ما را پیشبینی میکردند؟ پس چطور میتوانیم روشها و انگیزههای یک گونه کاملا متفاوت که هزاران سال از ما پیشرفتهتر است را پیشبینی کنیم؟ حل این مسئله دشوار است، اما ایدهها در مورد نحوه حل آن با پیشرفت فناوری و به تبع آن با تخیل ما رشد خواهد کرد.»

تنها بودن در جهان به چه معناست؟
حالا فرض کنید که در دههها یا قرنهای آینده و با وجود تمام پیشرفتها، باز هم نشانهای از وجود موجودات فضایی پیدا نکنیم. این سکوت چه چیزی درباره تکامل حیات در سراسر کهکشان به ما میآموزد؟
ترمبلی میگوید اگر تمدنهای بیگانه واقعا نادر باشند، دو سناریوی رایج مطرح میشود: «اول اینکه ما قدیمیترین تمدن هستیم و در صورت وجود حیات، در شکلی ابتدایی خواهد بود. دایناسورها شاید در بقا عالی بودند، اما دستگاه رادیویی نساختند و شاید در جهانهای دیگر هم دایناسورها وجود داشته باشند. سناریوی دیگر این است که ما جوانترین تمدن هستیم. در این حالت، ما آخرین تمدن بازماندهایم. اگر چنین باشد، انتظار داریم بتوانیم نوعی فناوری باقیمانده پیدا کنیم، اما شاید ندانیم که باید دنبال چه چیزی بگردیم.»
سناریوی دوم
در سناریوی دوم، این احتمال وجود دارد که تمدنها نادر نباشند، بلکه عمر کوتاهی داشته باشند. پژوهشهای متعددی تلاش کردهاند که فرضیه «فیلتر بزرگ» را بررسی کنند؛ فرضیهای قدیمی درباره اینکه چرا تعداد تمدنهای تکنولوژیکی در جهان محدود است. فرضیه فیلتر بزرگ که در ابتدا توسط رابین هانسون، اقتصاددان دانشگاه جورج میسون مطرح شد، فرآیند تبدیل شدن هر شکل از حیات به یک تمدن فضانورد را به ۹ گام مجزا تقسیم میکند.
این گامها از نیاز به نوع مناسب سیاره و سیستم ستارهای برای حمایت از حیات گرفته تا توسعه زیستشناسی سلولی، دستیابی به آگاهی و در نهایت رسیدن به توانایی فناورانه برای استعمار کهکشان را شامل میشوند. در ادامه این فرضیه، گفته میشود که باید مانعی وجود داشته باشد که حیات نمیتواند از آن عبور کند و به مرحله پایانی یعنی سفر در کهکشان برسد یا به ندرت قادر به این کار خواهد بود.
در واقع شاید شکلگیری حیات شبیه به ما بسیار دشوار باشد یا تبدیل آن به حیات هوشمند یا رسیدن به سطح کنونی بشر برای موجودات فضایی ممکن باشد اما برداشتن گام بعدی، یعنی سفر میانستارهای، امکانپذیر نباشد.

هوش مصنوعی؛ خطری بزرگ؟
به زبان ساده، یا حیات نادر است یا تمدنها پیش از رسیدن به مرحلهای حیاتی برای شناسایی، خود را نابود میکنند. مطالعهای در ژوئن ۲۰۲۴ که در نشریه اکتا آستروناتیکا توسط مایکل گرت، مدیر مرکز اخترفیزیک جودرل بنک در بریتانیا منتشر شد، این موضوع را عنوان میکند که هوش مصنوعی همان فیلتر بزرگ است.
او میگوید: «هوش مصنوعی طول عمر تمدنهای فناورانه را به کمتر از ۲۰۰ سال محدود میکند و پیش از آنکه به ارتباطات یا سفرهای میانستارهای برسند، به آنها پایان میدهد. بهعبارتی نظامیسازی هوش مصنوعی به نابودی خود تمدن منجر میشود، یا هوش مصنوعی در نهایت تبدیل به ابرهوشمند شده و اهدافش دیگر با خالقانش همسو نخواهد بود، بنابراین آنها را از میان برمیدارد.»
آیا ما باید پیامی ارسال کنیم؟
شاید وقت آن رسیده که به جای انتظار برای رسیدن سیگنالی به زمین، دست به کار شده و ما پیامی ارسال کنیم. حوزهای به نام SETI فعال که گاهی METI یا پیامرسانی به هوش فرازمینی نامیده میشود، دقیقا همین کار را انجام میدهد و پیامهایی از طرف ما به سوی ستارگان میفرستد، به امید اینکه تمدنی دیگر آنها را دریافت کند. پیام معروف آرسیبو، که در سال ۱۹۷۴ از تلسکوپ آرسیبو به سمت خوشه کروی M13 ارسال شد، یکی از نمونههای این کار است. البته این تلاشها بدون انتقاد هم نبودهاند.
جان گرتز، عضو افتخاری هیئتمدیره موسسه SETI، در مطالعهای در سال ۲۰۱۶ بخش زیادی از این انتقادها را جمعبندی کرده و نوشته که تلاشهای فعلی METI برای ارتباط با موجودات فضایی، غیرعاقلانه، غیرعلمی، بالقوه فاجعهبار و غیراخلاقی هستند. او در نوشتهای عنوان کرده که ما هیچ چیز درباره تمدنهای دیگر نمیدانیم، درنتیجه هیچ پایه علمی معتبری برای این فرض نداریم که بیگانگان خیرخواه یا بدخواه هستند.
گرتز اینطور نتیجه میگیرد که: «آزمایشهای SETI تلاش میکنند بفهمند واقعا چه چیزی در جهان وجود دارد یا در کمین نشسته است. اما عملکرد METI شبیه بازی رولت روسی است، بدون اینکه حتی بدانیم چند گلوله در خشاب وجود دارد. عاقلانهتر این است که قبل از ارسال عمدی پیامهای بین ستارهای، دستکم برای دههها یا قرنها، بیشتر گوش داده و اجازه دهیم تمام بشریت در تصمیمگیری برای ارسال پیامها نقش داشته باشند.»
تمدنهای پیشرفته؛ دوست یا دشمن؟
بااینحال، جیل تارتر، دانشمند باسابقه SETI و رئیس افتخاری پژوهشهای SETI در این موسسه، در مصاحبهای با Business Insider در سال ۲۰۱۶ گفته که باور دارد هرچه یک جامعه پیشرفتهتر میشود، کمتر جنگطلب بوده و بیشتر اهل همکاری خواهد شد. در واقع او معتقد است تمدنهای پیشرفته فرازمینی احتمالا تهدیدی برای ما نخواهند بود.
تارتر در ادامه افزود که به عقیده او ما هنوز برای ارسال سیگنالهای خودمان آماده نیستیم، او در این مصاحبه گفت: «من فکر میکنم زمانیکه بالغتر شویم و به یک فناوری پیشرفته که توانایی مدیریت پروژههای بسیار بلندمدت را داشته باشد، برسیم، آنوقت باید ارسال پیام را آغاز کنیم. اما در حال حاضر و در وضعیت جوان و نوپای فناوری، بهتر است ابتدا به پیامهای دیگر گوش دهیم.»

آیا باید به جستجوی موجودات فضایی ادامه دهیم؟
حالا سوال ساده و اصلی اینجاست که اگر بعد از گذشت سالها چیزی پیدا نکردیم، ادامه دادن پروژههای SETI منطقی است؟ آیا باید به جستجو برای موجودات فضایی ادامه دهیم؟ و اگر روزی تصمیم بگیریم این جستجو را متوقف کنیم، چنین تصمیمی چه تاثیری روی بشر خواهد داشت؟ آیا احساس همبستگی بیشتر میشود یا برعکس، ما را از هم دورتر میکند؟
کین میگوید: «دست کشیدن از جستجوی حیات قطعا به ما بهعنوان یک گونه آسیب میزند، چراکه این کار از بسیاری جهات بهمعنایی کنار گذاشتن امید و آرمانهای بشریت است. این کار منجر به رکود جامعه ما میشود؛ جامعهای که جز نسخه بعدی کنسول بازی یا فیلم جدید سرویسهای استریم چیز دیگری برای چشمانتظاری ندارد. در واقع جستجوی حیات نوعی تجربه متحدکننده است که دائما یادآوری میکند انسانها میتوانند و باید کارهای شگفتانگیزی، فراتر از روزمرگیهای خستهکننده زندگی، انجام دهند.»
شیخ میگوید: «در وضعیت فعلی، جستجو به لطف پیشرفت تلسکوپها و فناوری رایانهای، بسیار سریعتر از هر زمان دیگری انجام شده و رو به پیشرفت است. پیشبینی میکنم تا پایان دوران حرفهای کاری من، یعنی چند دهه دیگر، قادر باشیم محدودیتهای معناداری برای گسترش فناوری رادیویی در راه شیری تعیین کنیم. تا آن زمان تنها باید به کارمان ادامه دهیم!»
تلاشهایی که بینتیجه نیست
وائل فرح، مهندس ارشد سیستمهای ارتباطی در شرکت کسکید اسپیس و رئیس سابق ستی و دانشمند پروژه آرایه تلسکوپی آلن در شمال کالیفرنیا که به جستجوی نشانههای حیات فرازمینی میپردازد، نیز میگوید: «اگر همچنان دستخالی برگردیم، ممکن است عموم مردم دچار بدبینی یا بیتفاوتی شوند، اما از نظر علمی، این جستجو همچنان معتبر و ضروری است.»
به عقیده او، ستی در اصل یک پژوهش علمی مداوم و سختگیرانه درباره جهان ماست، او میگوید: «این یک مسئله صفر و یکی ساده نیست که بگوییم موجودات فضایی را پیدا کردیم یا پیدا نکردیم، بلکه فرایندی است که به ما کمک میکند بفهمیم تمدنهای پیشرفته در جهان چقدر کمیاب یا فراوان هستند. در واقع حتی وقتی چیزی پیدا نمیکنیم هم اطلاعات تازهای به دست میآوریم؛ چراکه هر جستجوی بینتیجه، بعضی احتمالها را کنار میزند و درک ما از مدلهای علمی را دقیقتر میکند. به همین دلیل، باید به جستجو ادامه دهیم. حتی همین سکوت هم چیزهای زیادی به ما یاد میدهد.»





