آیین سیزده بدر
در اکثر کتابهایی که به رسم و آیین نوروزی اشاره کرده اند (آثارالباقیه، التفهیم و…) و همچنین در شعر عصر غزنوی (از آنجا که بیشترین توصیفها در رابطه با جشنهای ایرانی مربوط به این دوره است) به آیین سیزده بدر ، کوچکترین اشارهای نشده است.
دکتر محمود روح الامینی این مسأله را با یک سؤال مورد بررسی قرار میدهد. آیا این رسم (سیزده بدر) پدیدهای جدید است یا رسمی کهن میباشد که به دلیل تعلق به عوام، نزد مورخان درخور توجه نبوده است؟ روانشاد روح الامینی به حالت دوم تأکید کرده و اشاره میکند که سیزده بدر رسمی خانوادگی و عام به بیانی دیگر پیش پا افتاده و همه پسند (نه شاه پسند) بوده است. پژوهشگرانی هم نحس بودن عدد سیزده را دلیل چشم پوشی مورخان از آوردن آیین سیزده بدر در کتابهایشان قلمداد میکنند.
عدد سیزده
عدد سیزده در بسیاری از کشورها و نزد بسیاری از قومیت ها، نحسن و ناخوشایند میباشد و در طول قرنها از به کار بردن این عدد پرهیز شده است؛ برای شومی عدد سیزده دلایلی آوردهاند از جمله: ویل دورانت[1]، نحسی آن را مربوط به آمدن آن پس از عددی چون دوازده میداند و از آنجا که ۱۲ به ۲، ۳ ۴ و ۶ بخش پذیر میباشد بنابراین عددی کامل محسوب میشود در حالی که عدد ۱۳ به هیچکدام از اعداد یاد شده بخشپذیر نبوده و نحس شده است.
از دلایل دیگر شومبودن این عدد میتوان به داستان مسیح پیامبر حواریون اشاره کرد؛ مسیحیان، یهودای خیانتکار[2] را سیزدهمین نفر میدانند (که به آن ۱۲ نفر اضافه شده بود) و به همین علت است که هرگز به تعداد ۱۳ نفر بر یک سفره نمی نشینند (از آنجا که در آخرین غذای حضرت مسیح، ۱۳ نفر بر سفره بودند و یکی از آنها، خیانت کرد) و چنانکه تنها سیزده نفر باشند در دو سفره مجزا غذا میخورند. البته عدد سیزده (۱۳) را چنان سکه ای که دو رو دارد نیز میدانند[3] چنانکه در عهد باستان، سیزدهمین نفر گروه به عنوان قادرترین و والاترین، نامیده میشد.
این عدد عدد مقدس در اختر شناسی، گاهشماری و خداشناسی در مکزیک باستان است چرا که آنها، سیزده خدایی بودند. نزد قوم بنی اسرائیل هم عدد سیزده، مقدس به شمار میرفت و برای تابوت عهد، ۱۳ چیز ضروری بود.
در واقع عدد سیزده یک نو شدن و زایش دوباره را تداعی میکند. میدانیم که سیستم شمارش در برخی از نقاط دنیای باستان دوازده دوازدهی بوده، بنابر این عدد سیزده میتواند مفهوم پایان یک دوره و شروع دورهای جدید را تداعی کند. چون سیزده پس از دوازده که عدد یک مدار کامل است، میآید پس سیزده نشانهی یک شروع تازه و قدم اول برای یک کار جدید است. (نورآقایی، ۱۳۸۷: ۹۸)
امروز هم به نحسبودن این عدد تأکید میشود چه آنکه این ناخوشایندی به تهنشستهای فکری ما مبدل شده و اگرچه تغییر دادن این باور، غیر ممکن نمیباشد لیکن امری ساده و پیش پا افتاده هم به حساب نمیآید.
امروزه هم پلاکهای شماره ۱۳ را به صورت (1+12) مینویسند؛ برخی از هواپیماها صندلی شماره ۱۳ ندارند و حتی کرد زبانها تلفظ صحیحی از عدد سیزده به زبان نمیآورند چنانکه به جای این کلمه (سیزده) زیاده (زیاد شدن یک واحد بر عدد دوازده) را به کار میبرند.

آداب و رسوم سیزده بدر
روز سیزده بدر جایز نبود برای دیدوبازدید، به یک خانه رفت، هم صاحب خانه به فال بد میگرفت و میگفت نحوست را به خانه من آوردهاند و هم رونده، نمیخواست مبتلا به نحوست آن خانه شود؛ روز سیزده باید به صحرا رفت زیرا آنچه بلا در این سال بیاید، امروز مقدر و تقسیم میشود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود –نباشیم، شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیفتیم. (یاسمی، ۱۳۰۸: ۲۰۷)
در سیزده نوروز خانوادهها به صورت گروهی غذای ظهر را آماده کرده و به همراه خوراکیهای سفره هفت سین با خود برداشته و به دامن طبیعت پناه میبرند تا به اصطلاح، نحسی سیزده را به در کنند و در این میان سبزه هفتسین را به آب روان[4] (حداقل داخل آب) میاندازند. مردم این روز را با شوخی کردن، بازی کردن، رقصیدن و… میگذرانند. گره زدن سبزه[5] نیز از دیگر آیینهای روز سیزده نوروز به حساب میآید.
شادی و خنده در این روز به معنی فروریختن اندیشههای تیره و پلیدی، روبوسی؛ نماد آشتی و به منزله تزکیه، خوردن غذا در دشت؛ نشان فدیه گوسفند بریان، به آب افکندن سبزههای تازه رسته؛ نشانه دادن هدیه به ایزد آب یا «آناهیتا» و گرهزدن سبزه برای باز شدن بخت و تمثیلی برای پیوند زن و مرد برای تسلسل فصلها، رسم مسابقهها بهویژه اسبدوانی؛ یادآور کشمکش ایزدباران و دیو خشکسالی است.[6] (یاحقی، ۱۳۶۹: ۲۰۷)
بدون شک سبزه گره زدن در سیزده نوروز، رسمی دیرین میباشد و میتوان این عمل را یادگار یا نشانه ای از مشی و مشیانه و پیمان و ازدواج آنها به شمار آورد.
مشی و مشیانه (ماشی و ماشیوئی یا میهری و میهریانه)
همانگونه که اشاره شد در روایتهای ایرانی، کیومرث (کیومرس) اولین انسان روی زمین یا نمادی از انسان به شمار میآید. کیومرث در زبان اوستایی، گَیه مَرِته gaya-mareta)) است که از دو قسمت تشکیل شده؛ بهر اول آن «گَ یَ» به معنی زندگی و جان است و بهر آن «مَرِت» به معنی مردن است که صفت جان میباشد. این اسم در پهلوی، گیومرت (gayomart) و در فارسی دری آن را کیومرث میگوییم. (جنیدی، ۱۳۹۱ :۳۱)
در فرهنگ پهلوی به نقل از بندهش آمده است که کیومرث را اهورامزدا بیافرید و او مدت سی سال در کوهها به تنهایی زندگی کرد (از او به پادشاه جهان گلها یاد میشود). کیومرث به هنگام مرگ نطفه ای بداد که آن را به نیروی خورشید بپروردند و در خاک نگهداشتند. پس از چهل سال از محل آن نطفه، گیاه ریواسی (ریباسی) دو شاخه (مشی و مشیانه) در مهرگان روز (شانزدهم مهر) به وجود آمد که پس از پنجاه سال با یکدیگر ازدواج کردند و ثمرهی آن، تولید یک جفت نر و ماده شد که از آنها هفت پسر و هفت دختر متولد شدند.
همچنین در بندهش روایت شده است چون کیومرث را بیماری برآمد، بر دست چپ افتاد. از سر سرب، از خون ارزیز (قلع) و از مغز سیم، از پای آهن، از استخوان روی و از پیه، آبگینه و از بازو پولاد، از جانِ رفتنی؛ زر پیدایی یافت که اکنون به سبب ارزشمندی مردمان با جان بدهند. هرمزد به مشی و مشیانه گفت: «مردماید، پدر و مادر جهانیان، شما را با برترین عقل سلیم آفریدم، جریان کارها را با عقل سلیم به انجام رسانید، اندیشهی نیک اندیشید، گفتار نیک گویید، کردار نیک ورزید، دیوان را مستائید» (هینلز، ۱۳۸۳: ۱۸۴)
از مشی و مشیانه در ایران، سیامک و نساک و از آن دو، فرواک (Fravak) و فرواکین و از آن زوج، هوشنگ و گوزک، نیای ایرانیان هستی مییابد. تقدس گیاه و درخت نزد انسانهای نخستین از جمله نزد ایرانیان موجب میشود که گیاه (نزد ایرانیان، ریباس یا ریواس) نخستین نیای انسان شود[7].
رویش گیاه در بهار و فسردن او در سرمای زمستان، برای انسان نخستین خاستگاه خدا گیاهانی چون: آدونیس، تموز، سیاوش (سیاوخش)، ایشتار و… میشود. در افسانه ها زندگی را به درختی که آغازی و پایانی دارد تشبیه کرده اند. بنابراین میتوان گفت در سیزده نوروز، مردم به یاد روزگار جمع آوری میوه به طبیعت میروند و به یادمان مشی و مشیانه و به نماد «پیوند»، سبزه گره میزنند.[8]
به این ترتیب ایرانیان پس از گذراندن یک روز ( سیزده بدر ) در دامان طبیعت، غروب به خانه برمیگردند؛ در برخی جاها مرسوم است چند سنگ (گاهی ۱۳ و گاهی ۳ قلوهسنگ) بر میدارند و همچنان که از محل اسکان یک روزه خود دور میشوند سنگها را به پشت سر پرتاب کرده و با خود جملهی «نحسیمان جا بماند» زمزمه میکنند.[9] شباهت مراسم سیزده بدر با برخی آیینهایی که در کشورهای دیگر مرسوم است نیز قابل توجه میباشد؛ چه آنکه این آیینها ریشهای یکسان داشته که به دلیل مبادلات فرهنگی و همچنین مهاجرتها در دیگر نقاط جهان نیز رواج پیدا کرده است.
جشن سیزده ایرانی از اعتقاد هند و اروپایی مایه گرفته که طی آن در یک جشن دوازده روزه [به ویژه در سرزمینهای اسلاوی] مردم با ماسک حیوانات گوناگون که نمود ارواح است به رقص میپردازند و بنا بر فرهنگ مردم این سرزمینها، دوازده روح پلید در تمام مدت سال ستونهایی که دنیا بر آن قرار گرفته را می.جوند در دوازدهمین روز، سال به پایان میرسد و هنگامی که ارواح پلید در سیزدهمین روز این ماجرا برای گرفتن جشن ویران شدن زمین به زمین میآیند زمانی است که ستونهای زمین، خود به خود مرمت شده و مردم به مناسبت شکست ارواح خبیث جشن گرفتهاند. (هینلز، ۱۳۸۳: ۴۸۳)
بین مراسم سیزده بدر و برخی رسم های کاتارها[10] در روز عید پاک[11] شباهتهایی وجود دارد که زنده یاد محمود روح الامینی به آنها اشاره کرده است.
الف) آغاز محاسبه هر دو از آغاز بهار (اعتدال ربیعی) میباشد.
ب) چه در سیزده نوروز و چه در عید پاک، مردم به دامان طبیعت پناه میبرند.
ج) بازی و سرگرمی کودکان با تخممرغ تنها در این فصل (بهار) روی میدهد.
د) از ویژگیهای مشترک دیگر میتوان به شباهت رسم دروغهای شوخیآمیز روز اول آوریل و شوخیهای سیزده بدر اشاره کرد.
جشن نوروز[12] علاوه بر ایران در کشورهایی چون تاجیکستان (تحت عنوان عید سر سال یا عید سال نو در اسفندماه برگزار میشود)، افغانستان (اکثر اقوام افغانستان از جمله تاجیکها، پشتون،ها، ازبکها، ترکمنها و… این جشن را برگزار میکنند اما باشکوهترین آن در روستای خواجه خیران مزار شریف برگزار میشود)، ترکمنستان، آذربایجان، هند (در بامداد نوروز هندیان توبهنامه میخواندند)، پاکستان، چین، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، عراق و … برگزار میشود.[13]
پانوشت
[1] نویسنده، محقق و تاریخنگار آمریکایی که از مهمترین آثار او میتوان به تاریخ تمدن، تاریخ فلسفه و لذات فلسفه اشاره کرد؛ دورانت به سال ۱۹۸۱ در ۹۶ سالگی درگذشت.
[2] یهودای اسخریوطی یکی از حواریون بود که به طمع سی سکه نقره، حضرت مسیح را تسلیم یهودیان مخالف کرد؛ وی بدینگونه حضرت را به دشمنان شناساند که از میان حضار پیامبر را بوسید. عدهای از پژوهشگران ریشه نحس شدن عدد سیزده نزد ایرانیان را تنها مسیح به این روایت نسبت میدهند.
[3] بیرونی در آثار الباقیه جدولی برای سعد و نحس روزها آورده که در مقابل عدد سیزده کلمهی سعد به معنای فرخنده و مبارک آمده است. البته روزی که متعلق به تیشتر است نیز هرگز نمیتواند نحس باشد.
[4] هدف از این رسم می تواند جنبهی تمثیل هم داشته باشد تا با این حرکت، طبیعت را به تحرک وادارند تا گیاهان ببالند و رشد کنند؛ مشابه این رسم همچنان که اشاره شد در جشنهای آدونیس در یونان و حوزه مدیترانه رواج داشته است.
[5] چنانچه هوا در روز سیزده بدر بارانی هم باشد و مردم نتوانند آن روز را در طبیعت بگذرانند حداقل برای سبزه گره زدن و همچنین بیرون کردن نحسی سیزده، لحظاتی را در بیرون از خانه میگذرانند؛ در میان کردها، مادران به نیت باز شدن بخت بچه هایشان سبزه گره میزنند (هرچند سبزه گره زدن به نیت باز شدن گره دشواریها و برآورده شدن آرزوها نیز میباشد). در برخی جاهای ایران، دختران دم بخت به صورت دسته جمعی در گروه های چند نفره سبزه گره میزنند و با هم سرود میخوانند: « سیزده بدر ، سال دگر خانه شوهر بچه بغل و … ) .
[6] این همان نبرد تیشتر و اپوش (اپوشه) است که در صفحات پیشین مورد بررسی قرار گرفت.
[7] در ایران، انسان ها از تبار مشی و مشاینه که به هیات ریباسی دو شاخهاند زاده می شوند؛ اسطورههای گیاهی را میتوان از آثار عصر نئولیتیک (Neolithic) یعنی عصری که انسان از دوره شکار و جمعآوری میوه به دوره کشاورزی گام نهاد به شمار آورد.
[8] شعری از نگارنده (۱۳۸۴): ما دو گیاه ناشناس بودیم / و سیزده نحس / سرنوشتمان را به هم گره زد/ گره ها روز به روز /کور/ کور/ کور / میشدند / ما همچنان دو گیاه ناشناس بودیم/ و آرزوی دخترک روستایی / روی دستمان مانده بود.
[9] در برخی مواقع هم ایرانیان از میان وسایلی که از خانه با خود آوردهاند وسیلهای را به عنوان نحسی در طبیعت جای میگذارند.
[10] کاتارها بازمانده مانویها در اروپا هستند که ترکیبی از اندیشه های زرتشتی، اندیشه فلسفه باستان و همچنین دین مسیحیت دارند. آنها به سال ۱۲۰۹ میلادی به دستور پاپ اینوسان قتل عام و سوزانده شدند؛ امروزه بازماندگان این آیین در منطقه تولوز فرانسه زندگی میکنند.
[11] عید پاک (pagues)، سالروز رستاخیز حضرت عیسی نزد پیروانش میباشد. تا سال ۳۲۵ میلادی این عید با عید پاک یهودیان (عید فصح)، همزمان بود که از این سال به بعد برای مسیحیان به نخستین یکشنبه بعد از ماه کامل پس از رسیدن خورشید به برج حمل که در تقویم ایرانیان میتواند زمان آن از سوم تا آخر فروردین باشد موکول شد.
[12] در منابع از نوروز خوارزمشاهی، نوروز معتضدی (این نوروز در زمان خلافت المعتضد بالله ( ۲۷۱ – ۲۸۹ هـ ق ) معمول شد )، نوروز عضدی (جشنی که به عضدالدوله دیلمی (فناخسرو) منسوب است)، نوروز سلطانی یا جلالی (به واقع مهمترین اصلاحی که در تقویم انجام شد ایجاد تقویم جلالی توسط عدهای ریاضیدان به رهبری حکیم عمر خیام از زمان سلجوقیان به فرمان ملکشاه سلجوقی میباشد؛ این اصلاح در یکی از سالهای ۴۶۷ یا ۴۶۸ یا ۴۷۱ قمری شکل گرفته است) یاد شده است.
[13] در پایان پیشنهاد میشود کتاب «امروزی شدن فرهنگ ایران» از جمله بخش امروزی شدن نوروز، تألیف دکتر نعمت الله فاضلی (نشر پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی) مورد مطالعه قرار گیرد.



