دیوار گرگان

دیوار گرگان ،از سنگ و خاک تا افسانه و تاریخ

  • مقدمه

دیوار گرگان یکی از بزرگ‌ترین و در عین حال کمتر شناخته‌شده‌ترین سازه‌های دفاعی دنیای باستان است؛ سازه‌ای خطی و پیوسته که در چشم‌انداز طبیعی شمال‌شرق ایران امتداد می‌یابد و تصویری روشن از سازمان‌دهی نظامی، مهندسی پیشرفته و مدیریت مرزی در دوره‌های تاریخی ایران ارائه می‌کند. این دیوار که در منابع مختلف با نام‌هایی چون «دیوار سرخ»، «مار سرخ» یا «سد گرگان» شناخته می‌شود، نه‌تنها یک مانع فیزیکی، بلکه بخشی از یک سامانه‌ی پیچیده‌ی دفاعی بوده که عناصر معماری، منابع آبی، دژها و زیرساخت‌های پشتیبانی را در بر می‌گرفته است.

دیوار گرگان
نمایی از نقشه ی دیوار گرگان. منبع انجمن خرد

اهمیت دیوار گرگان تنها به ابعاد کمّی آن محدود نمی‌شود، هرچند طول نزدیک به دویست کیلومتری آن، این سازه را در زمره‌ی طولانی‌ترین دیوارهای دفاعی جهان قرار می‌دهد. آنچه این اثر را از بسیاری نمونه‌های مشابه متمایز می‌کند، هماهنگی دقیق میان محیط طبیعی، مصالح بومی، فناوری ساخت آجر و شبکه‌ی آب‌رسانی است؛ عناصری که نشان می‌دهد ساخت دیوار حاصل تصمیمی مقطعی یا واکنشی ساده نبوده، بلکه نتیجه‌ی برنامه‌ریزی بلندمدت در مقیاس یک دولت متمرکز بوده است.

از منظر تاریخ سیاسی و نظامی، دیوار گرگان را می‌توان بخشی از راهبرد کنترل مرزهای شمالی ایران در برابر تحرکات اقوام مهاجم دانست؛ راهبردی که در دوره‌ی ساسانیان به شکلی نظام‌مند و سازمان‌یافته دنبال شد. با این حال، شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که این دیوار تنها یک خط دفاعی ساده نبوده و پیرامون آن نوعی چشم‌انداز نظامی ـ انسانی شکل گرفته است؛ چشم‌اندازی که شامل استقرار نیروها، تولید مصالح، تأمین آب و مدیریت تدارکات می‌شده است.

امروزه دیوار گرگان به‌عنوان یک میراث فرهنگی شاخص، امکان درک عمیق‌تری از رابطه‌ی میان قدرت سیاسی، فناوری و جغرافیا در ایران باستان فراهم می‌کند. بررسی این سازه، نه‌تنها به شناخت بهتر نظام‌های دفاعی ساسانی کمک می‌کند، بلکه جایگاه ایران را در تاریخ جهانی مهندسی نظامی و معماری دفاعی برجسته‌تر می‌سازد؛ جایگاهی که هنوز ظرفیت‌های پژوهشی و میراثی آن به‌طور کامل شناخته و معرفی نشده است.

  •  زمینهٔ جغرافیایی و تاریخی دیوار گرگان

دیوار گرگان، یکی از شاخص‌ترین سازه‌های دفاعی ایران باستان، در گسترهٔ جغرافیایی منطقه‌ای قرار دارد که در منابع تاریخی با نام هیرکانیا (Hyrcania) شناخته می‌شود؛ پهنه‌ای که در جنوب‌شرقی دریای خزر و میان سلسله‌کوه البرز و جلگه‌های گستردهٔ شمال ایران قرار دارد. این موقعیت جغرافیایی در گذر تاریخ اهمیت فراوانی داشته است، زیرا راه‌های ارتباطی میان دشت‌های شمالی و فلات مرکزی ایران از این مسیر عبور می‌کرده و در نتیجه، کنترل این منطقه به معنای نظارت بر تردد اقوام، کاروان‌ها و تهدیدهای نظامی بوده است. دیوار گرگان به کمک این ویژگی طبیعی، نقش مهمی در مهار مسیرهای مهاجرت و هجوم اقوام گوناگون ایفا می‌کرد.

از منظر پهنهٔ زمینی، مسیر دیوار از حاشیه دریای خزر در ناحیهٔ گمیشان در غرب استان گلستان آغاز می‌شود و سپس با عبور از بخش‌های شمالی دشت گرگان تا ارتفاعات «پیشکمر» امتداد می‌یابد؛ مسیری که با توجه به توپوگرافی منطقه — یعنی برخوردار بودن از یک پهنهٔ هموار تا هم‌جواری با رشته‌کوه‌ها — کمک شایانی به ساخت و نظارت بر دیوار می‌کرده است. بخش‌هایی از مسیر دیوار از کنار رودخانهٔ گرگان‌رود می‌گذرد، و همین امر نشان می‌دهد که انتخاب مسیر نه تنها جنبهٔ دفاعی داشته، بلکه مبتنی بر اقتصاد منابع طبیعی و دسترسی به آب و زمین مناسب برای استقرار نیروها و تأمین مصالح بوده است.

نخستین نشانه‌های علمی از وجود دیوار در دههٔ ۱۳۱۰ شمسی به‌واسطهٔ مطالعهٔ هوایی باستان‌شناس آمریکایی «اریک اشمیت» آشکار شد، زمانی که وی برای نخستین بار توانست در پرواز خود، کیلومترها اَشکال خطی را در چشم‌انداز شمال ایران تشخیص دهد که بعدها به‌عنوان بقایای دیوار شناخته شد. پیش از آن نیز منابع محلی با نام‌هایی مثل دیوار سرخ، مار سرخ، سد اسکندر، یا سد انوشیروان از آن یاد می‌کردند که نشان‌دهندهٔ ثبت سنتی این سازه در حافظهٔ فرهنگی جامعه بوده است.

تحقیقات باستان‌شناسی و مطالعات تاریخی نشان می‌دهند که ساخت اصلی دیوار گرگان در دورهٔ ساسانیان (قرن پنجم و ششم میلادی) رخ داده است؛ بازه‌ای که دولت ساسانی تحت فشارهایی جدی از سوی اقوامی چون هپتالیت‌ها (یا همان «هون‌های سفید») و سپس اقوام ترک‌تبار شمالی بود. این دیوار در حدود سال‌های ۴۲۰ تا ۵۳۰ میلادی ساخته شده و تا قرن هفتم میلادی همچنان مورد استفاده قرار داشته است، که این دوره مطابق با بحرانی‌ترین دوران مرزی برای امپراتوری ساسانی بوده است.

این سازه در مقایسه با دیگر دیوارهای دفاعی جهان از نظر طول و میزان استقرار نظامی رتبهٔ برجسته‌ای دارد. طول دیوار به حدود ۱۹۵ تا ۲۰۰ کیلومتر می‌رسد، و در طول مسیر آن بیش از ۳۰ تا ۳۸ دژ یا قلعهٔ نظامی در فواصل منظم قرار داشته است. این قلعه‌ها نه تنها برای دیده‌بانی بودند، بلکه با barracks (خانه‌های سربازان) و فضاهای ذخیرهٔ تدارکات تجهیز شده بودند، که نشان‌دهندهٔ سازمان نظامی منسجم و حرفه‌ای بوده است.

دیوار گرگان

با توجه به فقدان سنگ و چوب در جلگهٔ گرگان، ساسانیان مجبور شدند از مصالح بومی و قابل تهیه در منطقه استفاده کنند. این امر منجر شد که دیوار تقریباً به‌طور کامل از آجر پخته، گل‌آجر، گچ و ملات ساخته شود؛ مصالحی که برای تأمین آن‌ها نیازمند کارگاه‌ها و آجرپزی‌های گسترده در طول مسیر بوده‌اند. پژوهش‌های اخیر برآورد کرده‌اند که برای ساخت دیوار احتمالاً میلیون‌ها آجر پخته مورد استفاده قرار گرفته که این خود نشان‌دهندهٔ یک پروژهٔ صنایع سنگین و مهندسی گسترده در دورهٔ ساسانی است. 

یکی از چشمگیرترین جنبه‌های دیوار گرگان، سامانهٔ آبرسانی متصل به آن بوده است. برای تأمین آب مورد نیاز آجرپزی، نیروهای نظامی و ساکنان قلعه‌ها، مجموعه‌ای از کانال‌ها و قنوات تأمین آب ایجاد شده بود که تا رودخانهٔ گرگان‌رود کشیده می‌شدند. یکی از این کانال‌ها، معروف به سَدِ گرکَز، تا حدود ۷۰۰ متر از بقایای خود را حفظ کرده است. این کانال‌ها باید با دقت مهندسی ویژه‌ای در شیب طبیعی زمین طراحی می‌شدند تا در بیش از ۱۰۰ کیلومتر مسیر روانی یکنواخت آب را تضمین کنند. این شبکهٔ آبیاری و آب‌رسانی، همراه با دیوار و دژها، یک سامانهٔ پیچیدهٔ دفاعی-اقتصادی را شکل می‌داد که پیش از این در بسیاری از حصارهای باستانی جهان دیده نشده بود. 

از منظر فرهنگی و تاریخی، دیوار گرگان به دلیل نام‌های متعدد در متون و حافظهٔ محلی اهمیت دارد. در متون اسلامی و تاریخ‌نگاری سنتی، این اثر با عناوینی چون «سد اسکندر» یا «سد انوشیروان» بازتاب یافته است که نه تنها به کارکرد نظامی آن اشاره دارد، بلکه به پیوند این سازه با تصورات اسطوره‌ای و تاریخی نیز دلالت می‌کند. چنین تنوع نام‌ها خود گواهی تاریخی است بر این که دیوار از دیرباز در ذهن و گفتمان جمعی جوامع محلی نقش داشته است.

اگرچه بخش‌های زیادی از دیوار در گذر زمان فرسایش یافته یا زیر خاک مدفون شده، آثار برجای‌مانده از آن به‌روشنی گواه بر یک پروژهٔ مهندسی و نظامی عظیم در مرزهای شمالی ایران باستان است که در مقایسه با دیگر دیوارهای دفاعی همزمان مانند دیوار هادریان یا دیوارهای روم شرقی، از نظر مقیاس و پیچیدگی فنی برتری مشهودی دارد.

  • دیوار  گرگان چرا و در مقابل چه کسانی ساخته شد؟

دیوار گرگان به‌عنوان سامانه‌ای دفاعی در برابر تهدیدهای شمال‌شرقی

دیوار گرگان بخشی از یک سامانهٔ دفاعی هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده بود که در واکنش به تهدیدهای مشخص شمالی و شمال‌شرقی ایران در اواخر دورهٔ ساسانی شکل گرفت. برخلاف برداشت‌های کلی یا اسطوره‌ای که این دیوار را پاسخی مبهم به «یورش بیگانگان» معرفی می‌کنند، شواهد تاریخی و باستان‌شناسی نشان می‌دهد که این سازه در درجهٔ نخست برای مهار فشارهای نظامی و جمعیتی اقوام کوچ‌نشین استپی ساخته شد؛ تهدیدهایی که در سده‌های پنجم و ششم میلادی به یکی از چالش‌های اصلی شاهنشاهی ساسانی تبدیل شده بودند.

 هپتالیان (هون‌های سفید) به‌عنوان تهدید اصلی

مهم‌ترین و محتمل‌ترین دشمنی که ساخت دیوار گرگان به آن نسبت داده می‌شود، هپتالیان یا هون‌های سفید هستند. این گروه قدرتمند کوچ‌نشین در قرن پنجم میلادی بخش‌های وسیعی از آسیای میانه و شرق ایران را تحت نفوذ خود قرار دادند و ضربات سنگینی به ساختار سیاسی و نظامی ساسانیان وارد کردند. شکست‌های پی‌درپی ایران، از جمله مرگ پیروز یکم در نبرد با هپتالیان، نشان‌دهندهٔ عمق این بحران مرزی بود.

زمان‌بندی ساخت دیوار گرگان—که بر اساس داده‌های باستان‌شناسی عمدتاً میان حدود ۴۲۰ تا ۵۳۰ میلادی قرار می‌گیرد—به‌خوبی با اوج قدرت هپتالیان هم‌زمان است. مسیر دیوار نیز به‌گونه‌ای انتخاب شده که دسترسی مستقیم از دشت‌های شمالی و شمال‌شرقی به جلگهٔ حاصل‌خیز گرگان را محدود کند؛ مسیری که دقیقاً در راستای مهار تحرکات نیروهای استپی طراحی شده است. در این چارچوب، دیوار گرگان را می‌توان پاسخی مستقیم به تهدید هپتالیان و بخشی از بازسازی توان دفاعی ساسانیان دانست.

 فشار قبایل ترک‌تبار و تهدیدهای ثانویهٔ استپی

علاوه بر هپتالیان، دیوار گرگان در زمینه‌ای ساخته شد که تحرک قبایل ترک‌تبار اولیه در آسیای میانه رو به افزایش بود. اگرچه خاقانات گوک‌ترک اندکی پس از تکمیل دیوار به قدرت رسید، اما شواهد تاریخی نشان می‌دهد که پیش از آن نیز فشار جمعیتی و نظامی گروه‌های وابسته به این جریان‌ها وجود داشته است. در این معنا، دیوار گرگان نه فقط واکنشی به یک دشمن خاص، بلکه بخشی از **آمادگی ساختاری در برابر دگرگونی توازن قدرت در جهان استپیبوده است.

در کنار این گروه‌ها، باید به مجموعه‌ای از قبایل کوچ‌نشین کوچک‌تر نیز اشاره کرد که نام آن‌ها به‌روشنی در منابع ثبت نشده، اما حضورشان در مرزهای شمالی ایران مستمر بوده است. دیوار گرگان با ایجاد یک خط کنترل‌شده، امکان نظارت، مهار و هدایت این تحرکات پراکنده را فراهم می‌کرد.

 دژها و سازمان نظامی در امتداد دیوار

کارکرد دفاعی دیوار گرگان بدون شبکهٔ دژهای وابسته به آن قابل درک نیست. این دژها در فواصل منظم در امتداد دیوار ساخته شده بودند و نقش پایگاه‌های دائمی نظامی را ایفا می‌کردند. استقرار نیروهای قابل توجه در این دژها نشان می‌دهد که دفاع از مرز شمالی، مأموریتی موقت یا واکنشی نبوده، بلکه بخشی از سیاست امنیتی پایدار دولت ساسانی به‌شمار می‌رفته است.

دیوار گرگان

فضاهای داخلی این دژها—شامل محل استقرار سربازان، انبارهای تدارکاتی و سازه‌های خدماتی—نشان‌دهندهٔ حضور طولانی‌مدت نیروهاست. چنین سازمانی امکان واکنش سریع به نفوذهای محدود یا یورش‌های گسترده‌تر را فراهم می‌کرده و دیوار را از یک مانع منفعل به یک سامانهٔ دفاع فعال تبدیل می‌نموده است.

 کنترل زمین، خندق‌ها و محدودسازی تحرک دشمن

در بخش‌هایی از مسیر دیوار، شواهدی از خندق‌ها و موانع مصنوعی مشاهده شده که نقش مکمل دیوار را ایفا می‌کرده‌اند. این عناصر به‌ویژه در برابر شیوه‌های جنگی اقوام کوچ‌نشین—که بر تحرک سریع و سواره‌نظام سبک متکی بودند—اهمیت داشتند. ترکیب دیوار، خندق و دژها، دشمن را ناگزیر می‌ساخت در نقاط مشخص و قابل پیش‌بینی متمرکز شود؛ وضعیتی که امکان مقابلهٔ مؤثرتر را فراهم می‌کرد.

 لجستیک، پایداری دفاعی و امکان نگهداری بلندمدت

دیوار گرگان به‌گونه‌ای طراحی شده بود که دفاع از آن به‌صورت بلندمدت امکان‌پذیر باشد. شبکهٔ آبرسانی، نزدیکی به زمین‌های کشاورزی و وجود مسیرهای داخلی ارتباطی، همگی نشان می‌دهند که این سامانه برای پایداری نظامی در شرایط فشار مداوم ساخته شده بود. چنین زیرساختی امکان تأمین نیروها، تعمیر سازه‌ها و حفظ کارایی دفاعی دیوار را در طول زمان فراهم می‌کرد.

 کارکرد بازدارنده و پیام سیاسی دیوار

فراتر از نقش نظامی مستقیم، دیوار گرگان حامل پیامی سیاسی و نمادین نیز بود. وجود یک سازهٔ عظیم و مهندسی‌شده در مرزهای شمالی، نشانه‌ای آشکار از توان سازمانی و ارادهٔ دفاعی دولت ساسانی به‌شمار می‌آمد. این پیام می‌توانست در کاهش تمایل به یورش‌های پراکنده و ایجاد نوعی بازدارندگی روانی در میان گروه‌های استپی مؤثر باشد.

در مجموع، دیوار گرگان را باید محصول یک واکنش سنجیده به تهدیدهای مشخص تاریخی  دانست؛ تهدیدهایی که در رأس آن‌ها هپتالیان و دیگر اقوام کوچ‌نشین شمال‌شرقی قرار داشتند. این دیوار با ترکیب معماری دفاعی، سازمان نظامی، لجستیک و بهره‌گیری از جغرافیا، تصویری روشن از راهبرد مرزی ساسانیان ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که دفاع از مرزهای شمالی ایران در این دوره، نه امری اتفاقی، بلکه نتیجهٔ برنامه‌ریزی کلان و بلتدمدت بوده است.

  •  معماری و روش ساخت دیوار گرگان

 منطق کلی طراحی و مقیاس سازه

دیوار گرگان نه یک دیوار منفرد، بلکه بخشی از یک سامانهٔ مهندسی و دفاعی یکپارچه است که در مقیاسی بسیار بزرگ طراحی و اجرا شده است. طول دیوار که نزدیک به ۲۰۰ کیلومتر برآورد می‌شود، ایجاب می‌کرد که طراحی آن از همان ابتدا بر اساس اصولی استاندارد، تکرارپذیر و قابل کنترل انجام شود. بررسی‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که عرض دیوار در اغلب نقاط بین ۶ تا ۱۰ متر متغیر بوده و ارتفاع اولیهٔ آن احتمالاً به بیش از ۶ متر می‌رسیده است؛ ابعادی که امکان حرکت نیروها بر روی دیوار و استقرار سازه‌های جانبی را فراهم می‌کرده است. این ابعاد، دیوار گرگان را در ردیف عظیم‌ترین پروژه‌های ساختمانی دنیای باستان قرار می‌دهد.

مصالح ساختمانی و فناوری آجرپزی

یکی از شاخص‌ترین ویژگی‌های معماری دیوار گرگان، استفادهٔ گسترده و نظام‌مند از آجر پخته است. برخلاف بسیاری از دیوارهای دفاعی باستانی که بر سنگ تکیه دارند، در جلگهٔ گرگان دسترسی به سنگ مناسب محدود بوده و همین عامل موجب شکل‌گیری یک راه‌حل مهندسی مبتنی بر منابع بومی شده است. آجرهای به‌کاررفته عموماً ابعاد استاندارد و نسبتاً یکنواختی دارند که نشان‌دهندهٔ تولید انبوه و کنترل‌شده در کارگاه‌های آجرپزی نزدیک به مسیر دیوار است.

تحلیل ترکیب آجرها نشان می‌دهد که فرآیند پخت در دمای بالا انجام می‌شده و کیفیت آجرها به‌گونه‌ای است که حتی پس از گذشت قرن‌ها، بخش‌هایی از آن‌ها همچنان استحکام خود را حفظ کرده‌اند. ملات مورد استفاده ترکیبی از گل، آهک و گاه گچ بوده که متناسب با شرایط اقلیمی منطقه انتخاب شده است. این انتخاب مصالح، نه تنها از نظر فنی کارآمد بوده، بلکه امکان تعمیر و بازسازی موضعی دیوار را نیز فراهم می‌کرده است.

ساختار بدنهٔ دیوار و اجزای کالبدی

بدنهٔ دیوار گرگان از چند لایهٔ ساختمانی تشکیل شده است. در بخش مرکزی، هسته‌ای متراکم از آجر و ملات قرار دارد که بار اصلی سازه را تحمل می‌کند. در برخی نقاط، شواهدی از پوشش‌های محافظ جانبی  دیده می‌شود که احتمالاً برای افزایش مقاومت در برابر فرسایش و رطوبت طراحی شده بودند. سطح فوقانی دیوار به‌گونه‌ای ساخته شده که امکان حرکت نیروها و استقرار تجهیزات دفاعی سبک را فراهم می‌کرده است.

در فواصل مشخص، بقایای برج‌ها یا سازه‌های تقویتی مشاهده می‌شود که احتمالاً برای دیده‌بانی یا تقویت نقاط آسیب‌پذیر به کار می‌رفته‌اند. این عناصر نشان می‌دهد که دیوار نه به‌صورت یکنواخت و ساده، بلکه با توجه به شرایط توپوگرافی و تهدیدهای احتمالی طراحی شده است.

دژها و استحکامات وابسته

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های معماری دیوار گرگان، شبکهٔ دژهای نظامی است که در فواصل منظم در امتداد دیوار ساخته شده‌اند. تعداد این دژها بیش از ۳۰ مورد برآورد می‌شود و هر یک مساحتی قابل توجه دارند. این قلعه‌ها معمولاً دارای پلان مستطیلی یا نزدیک به مربع بوده و دیوارهای ضخیم، برج‌های گوشه‌ای و فضاهای داخلی منظم داشته‌اند.

دیوار گرگان

کاوش‌های باستان‌شناسی در برخی از این دژها نشان داده است که فضاهایی برای استقرار سربازان، انبار غلات، ذخیرهٔ تجهیزات و حتی فعالیت‌های روزمرهٔ نظامیان وجود داشته است. این داده‌ها نشان می‌دهد که دیوار گرگان صرفاً یک مانع خطی نبوده، بلکه بخشی از یک چشم‌انداز نظامی دائمی با حضور مستمر نیروها به‌شمار می‌رفته است.

 سامانهٔ آب‌رسانی و نقش آن در ساخت و بهره‌برداری

از پیشرفته‌ترین جنبه‌های مهندسی دیوار گرگان، سامانهٔ پیچیدهٔ آب‌رسانی  آن است. ساخت میلیون‌ها آجر پخته و نگهداری هزاران نیروی نظامی بدون دسترسی پایدار به آب امکان‌پذیر نبوده است. به همین دلیل، شبکه‌ای از کانال‌ها از رودخانهٔ گرگان‌رود منشعب شده و در امتداد دیوار جریان می‌یافته است.

این کانال‌ها با شیب بسیار دقیق طراحی شده بودند تا آب را در مسافت‌های طولانی بدون ایجاد رسوب یا فرسایش شدید منتقل کنند. آب منتقل‌شده هم در کارگاه‌های آجرپزی مورد استفاده قرار می‌گرفت و هم نیازهای روزمرهٔ دژها و نیروهای مستقر را تأمین می‌کرد. وجود این شبکهٔ آبی نشان می‌دهد که طراحی دیوار از ابتدا به‌صورت یک پروژهٔ چندبعدی، با در نظر گرفتن تولید، مصرف و پشتیبانی لجستیکی انجام شده است.

 سازمان‌دهی نیروی کار و مدیریت پروژه

مقیاس ساخت دیوار گرگان مستلزم سازمان‌دهی گستردهٔ نیروی انسانی بوده است. تولید انبوه آجر، حفاری کانال‌ها، ساخت دژها و اجرای خود دیوار، همگی نیازمند هماهنگی میان نیروهای متخصص، کارگران و نهادهای مدیریتی بوده‌اند. این امر نشان‌دهندهٔ وجود یک نظام اداری کارآمد در دورهٔ ساخت دیوار است که قادر به مدیریت پروژه‌ای در این ابعاد بوده است.

برآوردها حاکی از آن است که ساخت دیوار در بازه‌ای نسبتاً محدود انجام شده و این خود دلالت بر بسیج گستردهٔ منابع انسانی و اقتصادی دارد. چنین پروژه‌ای بدون پشتیبانی کامل دولت مرکزی و ساختارهای نظامی و اداری وابسته به آن امکان‌پذیر نبوده است.

در مجموع، معماری و روش ساخت دیوار گرگان بازتابی روشن از توان فنی، سازمانی و مهندسی ایران در دورهٔ ساسانی  است. این دیوار نه تنها از نظر ابعاد، بلکه از حیث یکپارچگی طراحی، بهره‌گیری هوشمندانه از منابع بومی و تلفیق سازه‌های دفاعی با سامانه‌های پشتیبان، نمونه‌ای کم‌نظیر در دنیای باستان به شمار می‌آید. بررسی دقیق این جنبه‌ها، دیوار گرگان را از یک اثر صرفاً تاریخی به یک سند زنده از مهندسی و مدیریت کلان در ایران باستان تبدیل می‌کند.

  •  دیوار گرگان در متون تاریخی، نام‌ها و روایت‌های تفسیری

دیوار گرگان

 نام‌های تاریخی و محلی

دیوار گرگان در طول تاریخ و در منابع گوناگون با نام‌های متعدد شناخته شده که هر یک بازتاب‌دهندهٔ دیدگاه خاصی نسبت به این بنای عظیم است. مهم‌ترین نام‌های مستند عبارت‌اند از:

۱. دیوار گرگان / دیوار دفاعی گرگان :نامی که امروزه در متون باستان‌شناسی، تاریخی و میراثی رایج است و بر موقعیت جغرافیایی اثر در دشت گرگان تأکید دارد.

۲. سد اسکندر / سد اسکندر بزرگ:این نام در متون قدیمی‌تر فارسی دیده می‌شود و ریشه در تصورات مردم و مورخان اسلامی دربارهٔ اسکندر مقدونی دارد؛ در باور عامه، چنین تصور می‌شد که اسکندر از این مسیر گذشته و دیواری دفاعی ساخته است، گرچه این برداشت فاقد تأیید باستان‌شناسی است. 

۳. سد انوشیروان:نامی که دولت ساسانی و به‌ویژه پادشاه بزرگ این دوره، خسرو انوشیروان، را به‌عنوان بانی یا تقویت‌کنندهٔ دیوار معرفی می‌کند. این نام در متون تاریخی و سنتی رایج شده و تا قرن‌های میانهٔ اسلامی نیز مورد استفاده بوده است. 

۴. سد پیروز / سد فیروز:منسوب به پرویز (پیروز) ساسانی، شاهی که در جنگ‌هایش با هپتالیت‌ها (هون سفید) قدرت ساسانیان را بازسازی کرد. بعضی منابع محلی و تاریخی این نام را نیز به دیوار نسبت داده‌اند. 

۵. قزل آلان / مار سرخ (Qizil Alan): نامی محلی در زبان ترکمنی که بر رنگ آجرهای سرخ دیوار دلالت دارد و در میان اهالی و پژوهشگران نیز به‌صورت استعاری به «مارسرخ» اشاره می‌شود. 

این مجموعه نام‌ها نشان می‌دهد که دیوار گرگان نه تنها یک سازهٔ نظامی بوده، بلکه در ذهنیت جمعی و در گذر زمان پیوندهای فرهنگی و اسطوره‌ای نیز یافته است.

  • دیوار در متون جغرافیایی و تاریخی اسلامی

دیوار گرگان در منابع کهن جغرافیایی و تاریخی اسلامی و میان متون کلاسیک نیز بارها مورد اشاره قرار گرفته است، اگرچه گاه با نام‌های متفاوت و در چارچوب‌های دیدگاهی گوناگون. بر اساس فهرستی که در برخی منابع معتبر تاریخی آمده، دیوار گرگان در متون زیر ذکر شده است:

بلاذری (قرن ۹ میلادی) در «فصول و أخبار البلدان» به ناحیه و ساختار مرزی شمال ایران اشاره کرده است که بعدها به آنِ دیوار گرگان نسبت داده می‌شود.

ابن فقیه (قرن ۱۰ میلادی) در «البلدان» نیز به مرزها و نشانه‌های امنیتی هیرکانیا اشاره دارد که در برداشت‌های بعدی با دیوار گرگان مقایسه شده است.

ابن خردادبه (قرن ۱۰ میلادی) در «مسالک و ممالک» به ساختار جغرافیایی و استراتژیک این ناحیه اشاره دارد که پس از آن مورخان متقدم به آن به‌عنوان یک خط دفاعی یاد کردند.

فردوسی (قرن ۱۰ میلادی) نیز در شاهنامه، هرچند مستقیم از دیوار گرگان نام نمی‌برد، اما به مرزهای هیرکانیا، نبردها و نیروهای شمالی اشاره دارد که بعدها مورخان آن را در زمینهٔ دیوار تفسیر کرده‌اند.

گردیزی (قرن ۱۱ میلادی)در «زیارات‌نامه» و دیگر متون تاریخی بخشی از ساختار مرزی ایران باستان را توضیح داده که بعدها پژوهشگران آن را مرتبط با دیوار گرگان دانسته‌اند. 

این منابع، اگرچه همیشه به‌طور مستقیم از دیوار یاد نکرده‌اند، بازتاب‌دهندهٔ دیدگاهی تاریخی هستند که نشان می‌دهند در حیات فکری جهان اسلام و تاریخ‌نگاری پیشین، اهمیت مرزهای شمالی و حفاظت از هیرکانیا موضوعی مطرح بوده است که با دیوار گرگان قابل ارتباط تلقی شده است.

  •  اشاره در سفرنامه‌ها 

در مقابل نقایص منابع قرون وسطی، سفرنامه‌ها و نوشته‌های مدرن، اگرچه منحصر به دیوار گرگان نیستند، به مسیر و وجود این سازه اشاره می‌کنند و نقش آن را در جغرافیای ایران معاصر توضیح می‌دهند.

ناصرالدین‌شاه در سفرهای خود به استان گلستان و دشت گرگان به مسیر دیوار و برخی دژها اشاره کرده است. در این سفرنامه، او از سد انوشیروان و برج‌های مراقبتی و نقش دفاعی دیوار در تاریخ یاد می‌کند و همچنین گزارش‌هایی از روایت‌های مردم محلی و افسانه‌های مرتبط با دیوار آورده است.

شاردن در سفرنامه خود به ایران  در قرن 17 میلادی به منطقهٔ گرگان سفر کرده و به مسیر دیوار گرگان و دژهای آن اشاره دارد. او ساختار دیوار، برج‌ها و نقشهٔ کلی دفاعی آن را مشاهده و ثبت کرده است و به نام‌های محلی و استفادهٔ نظامی دیوار اشاره می‌کند.

همچنین در متون پژوهشی نوین، مانند نوشته‌های رابینو در «سفرنامهٔ طبرستان و استرآباد»، دیوار گرگان به‌عنوان بخشی از تاریخ فرهنگی و جغرافیایی شمال ایران مطرح شده است؛ هرچند این منابع بیشتر به دیدگاه کلی‌تر تاریخی و جغرافیایی می‌پردازند تا توصیف میدانی و لحظه‌به‌لحظه سفر. 

  •  روایت‌های محلی، اساطیر و باورهای عمومی

در میان جوامع محلی منطقهٔ هیرکانیا (منطقهٔ شمال گلستان و شرق مازندران)، دیوار گرگان در باور عمومی با افسانه‌ها و روایت‌های عامیانه پیوند خورده است. اسامی مانند «سد اسکندر» یا «مار سرخ» همچنان در میان روستاییان و ساکنان کنار مسیر دیوار شنیده می‌شود و هر نام نشان‌دهندهٔ برداشت محلیاز کارکرد و تاریخ اثر است: برخی باور داشته‌اند که این دیوار توسط پهلوانان یا شاهان افسانه‌ای ساخته شده تا سرزمین را از موجودات یا حملات دشمنان افسانه‌ای محافظت کند؛ برخی دیگر آن را نشانهٔ قدرت شاهنشاهی و نظم طبیعی مرزی می‌دانند.

اگرچه این روایت‌ها معمولاً منبع مکتوب تاریخی ندارند، اما در گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای محلی مورد اشاره قرار گرفته‌اند و در تحلیل‌های مردم‌شناختی از منطقه ارزشمندند، زیرا نشان می‌دهند چگونه یک اثر تاریخی در آگاهی جمعی و هویت محلی نقش یافته است. در ادامه به بعضی از این روایات  اشاره ای میکنیم که شاید خالس از لظف نباشد:

روایت «مار سرخ» و نگهبانان آجرین

در دل پهنه‌های وسیع دشت گرگان، زمانی که خورشید تابستان‌سوز بر زمین پهن می‌تابید و بادهای گرم از سمت شمال‌شرق می‌وزید، مردم محلی از موجودی سخن می‌گفتند که راه‌های شمال را می‌پیمود و هر کس را که بی‌محابا از مرزها می‌گذشت، در خود فرو می‌کشید. این موجود را «مار سرخ» می‌نامیدند، نامی که از رنگ آجرهای سرخ عظیم‌ترین سازهٔ منطقه گرفته شده بود. مردم می‌گفتند این مار، نه جانور واقعی، بلکه تجسم تهدیدهای بیگانگان و نیروهای ناآشنا بود که چون خطی بی‌پایان بر زمین کشیده شده و راه‌های امن را تهدید می‌کرد.

دیوار گرگان

طبق افسانهٔ سینه‌به‌سینه، گروهی از پهلوانان و سازندگان ماهر مأمور ساخت این دیوار شدند؛ سنگ‌به‌سنگ، آجر‌به‌آجر، تا مسیر حرکت مار سرخ را مسدود کنند. مردم می‌گفتند هر آجر را که بر خاک خشک می‌گذاشتند، صدای خش‌خشِ بال‌های این مار «افسانه‌ای» به گوش می‌رسید، گویا روح آن در میان آجرها پنهان بود. دیوار، چون رگ بزرگی سرخ‌رنگ در دل زمین جاری شد و از کنار رودخانهٔ گرگان‌رود تا نزدیکی سواحل خزر امتداد یافت — آنقدر طولانی که هرکسی که از دور به چشم‌انداز می‌نگریست، گمان می‌کرد این سر یک مار خفته است که سرزمین را در آغوش گرفته.

وقتی دیوار تکمیل شد، مردم محلی می‌گفتند که مار سرخ دیگر نمی‌تواند آزادانه عبور کند. صدای خروش بادهای شمال‌شرق در میان آجرها به سکوت گرایید و آنچه باقی ماند، نه هیولایی افسانه‌ای، بلکه نمادی از تلاش و دفاع جمعی مردمانی بود که مرزهای خانهٔ خود را از تهدیدهای نامرئی و مرموز حفظ کردند. این روایت شفاهی، هنوز وقتی آجرهای سرخ در غروب خورشید می‌درخشند، در کنار آتش روستاها نقل می‌شود — به‌ویژه وقتی جوانان از سرزمین‌های دور بازمی‌گردند و می‌خواهند بدانند «این مار سرخ چیست که در دل زمین افتاده است؟»

روایت «سدِ اسکندر» — افسانهٔ شاه و دیوار بی‌پایان

در میان روستاهای نزدیک مسیر دیوار، قصه‌ای قدیمی گفته می‌شود که نه از دیوارِ دفاعی خشک و تنها خبر می‌دهد، بلکه روایتِ یک شاه و پیمان با مردم است. اهالی می‌گویند روزگاری شاهی بزرگ—که در قصه‌ها او را «اسکندرِ سرزمین‌های خاور» می‌نامند—به این دیار رسید. نه آن اسکندر تاریخی که در کتب باستان‌شناسی می‌خوانیم، بلکه اسکندری نمادین، پهلوانِ حافظِ مرزها در دل باورهای مردمی.

این روایت می‌گوید که مرزهای شمالی دیار همیشه در خطر بود؛ تندبادها، غول‌ها، و نیروهایی که از سرزمین‌های دور می‌آمدند، هر لحظه ممکن بود به زمین‌های حاصل‌خیز بیایند. شاه اسکندر، با سپاهی از دلیران و کارگران، تصمیم گرفت سد عظیمی از آجر بسازد که راه هر نیروی بیگانه را مسدود کند. روزها و شب‌ها، گروه‌های مردم در کنار سربازان کار می‌کردند و هر آجر را چون قسمت کوچکی از قلبِ وطن می‌دانستند. کودکان در پازل‌های آجرها نام قهرمانان را حک می‌کردند و پیران دعا می‌خواندند تا این دیوار، دیواری از امید باشد.

سال‌ها ساخت ادامه یافت و دیوار از شرق تا غرب گسترده شد — تا آنجا که هیچکس پایان آن را ندید. مردم می‌گویند هنگام غروب، اگر نور خورشید به رنگ آجرها بتابد، انگار چشم‌های دیواری شبح‌گونه می‌درخشند و به افق نگاه می‌کنند. برخی نیز می‌گویند هرکسی که آرزوی بازگشت صلح و رفاه برای دیار داشته باشد، می‌تواند آرزویش را در دل یکی از آجرهای این «سد اسکندر» قرار دهد — چنان‌که شاید خود شاه نیز این کار را کرده باشد.

این قصه، اگرچه در لایه‌های تاریخی دقیق با پژوهش‌های علمی مطابقت ندارد، اما نشان می‌دهد که چگونه مردم منطقه، سازه‌ای عظیم مانند دیوار گرگان را به داستان‌هایی پیوند داده‌اند که احساس تعلق، مقاومت و هویت جمعی را تقویت می‌کند. نام «سد اسکندر» هنوز در گفتار عامه شنیده می‌شود و وقتی بزرگان قصه‌گوی روستا دور آتش جمع می‌شوند، از این شاه پهلوان و دیواری که هیچ‌گاه واقعاً تمام نمی‌شود یاد می‌کنند — دیواری که در افسانه‌ها، دشمن را دور می‌داشت و به مردم دلگرمی می‌بخشید..

روایت دژهای روح‌دار

در امتداد دیوار گرگان، جایی که زمین به آرامی به تپه‌های کوتاه می‌رسید و نسیم دریای خزر همراه با بوی خاک باران‌خورده می‌وزید، اهالی محلی از دژهایی سخن می‌گفتند که در شب زنده می‌شوند. این دژها که در طول دیوار با فواصل منظم ساخته شده بودند، در باور مردم نه فقط پایگاه نظامی، بلکه خانهٔ ارواح محافظ قلمداد می‌شدند. هر دژ، گویا یک نگهبان نامرئی داشت که از مرزها مراقبت می‌کرد و حرکات مهاجمان و نیروهای بیگانه را زیر نظر می‌گرفت.

داستانی که پدربزرگان برای جوانان نقل می‌کردند، این بود که شب هنگام، زمانی که مه غلیظ دشت را می‌پوشاند، چراغ‌های سبزرنگ یا سرخ در دژها روشن می‌شد و صدای خش‌خش یا زمزمه‌ای به گوش می‌رسید، گویی دژها با یکدیگر حرف می‌زنند. مردم می‌گفتند که اگر کسی قصد عبور از مرزهای ممنوعه داشته باشد، روح نگهبان دژ او را به مسیر درست هدایت می‌کند یا بازمی‌گرداند.

در برخی نسخه‌های محلی، روایت به قهرمانانی که در زمان ساسانیان در این دژها مستقر بودند وصل می‌شود. اهالی می‌گفتند که روح این پهلوانان هنوز در دژها باقی مانده و شب‌ها از خاک و دیوار محافظت می‌کنند. حتی کودکان از روی کنجکاوی به دژها نزدیک نمی‌شدند، زیرا می‌ترسیدند روح نگهبانان آنها را ببیند و سرنوشت‌شان تغییر کند.

این باورها با گذر زمان شکل گرفتند، زمانی که دیوار و دژها کارکرد نظامی خود را از دست داده بودند و روستاییان تنها یادگارهای آن را در منظر خود داشتند. دژها هنوز هم در چشم‌انداز دشت به‌صورت ویرانه‌ای باقی مانده‌اند، اما در ذهن مردم به عنوان نگهبانان نامرئی و محافظان بی‌پایان مرزها زنده‌اند.

این روایت نشان می‌دهد که دیوار گرگان نه تنها سازه‌ای دفاعی، بلکه بخشی از فرهنگ، افسانه‌ها و تخیل محلی  بوده و چگونه مردم با افزودن عنصر ارواح و نگهبانان، عظمت و معنای آن را در زندگی روزمره بازتفسیر کرده‌اند.

روایت  سد انوشیروان و پهلوانان ساسانی

در زمان‌های قدیم، وقتی که جنگ و یورش از شمال‌شرق همیشه تهدیدی جدی برای مردم گرگان و دشت‌های همجوار بود، اهالی منطقه از شاهی بزرگ سخن می‌گفتند که نامش انوشیروان بود. روایت محلی می‌گوید که او نه تنها یک پادشاه مقتدر، بلکه حافظ زمین‌های مردم بود و برای حفظ امنیت و رفاه سرزمین، تصمیم گرفت یک سد عظیم بسازد — سد یا دیواری که مسیر دشمنان را سد کند و آرامش را به خانه‌ها بازگرداند.

طبق قصه: انوشیروان سپاهی از پهلوانان و کارگران ماهر را گرد آورد و با کمک اهالی محلی شروع به ساخت دیواری کرد که سنگ‌به‌سنگ و آجر‌به‌آجر بر زمین کشیده شد و از دشت‌های گرگان تا نزدیکی جنگل‌های شمال امتداد یافت. هر پهلوان مسئول بخشی از دیوار بود، و هر شب، کنار آتش، داستان‌هایی از رشادت‌ها و جنگ‌هایی که گذشتگان با دشمنان داشته‌اند نقل می‌شد. مردم باور داشتند که روح پهلوانان هنوز در دیوار باقی مانده و همچنان از مرزها مراقبت می‌کنند.

در افسانه‌ها آمده است که هنگام شب، اگر باد شمال‌شرق با صدای خش‌خش در میان آجرها می‌وزید، اهالی می‌دانستند که پهلو‌نان دیوار را نگهبانی می‌کنند و مهاجمان احتمالی را دور نگاه می‌دارند. کودکان بزرگ‌تر نیز از این روایت درس می‌گرفتند که شجاعت و همکاری، حتی پس از مرگ، همچنان می‌تواند از مردم و سرزمین محافظت کند.

داستان‌های مربوط به «سد انوشیروان» نه تنها بر قدرت شاه، بلکه بر همکاری مردم با حکومت، نقش جامعه در ساخت دیوار و اهمیت آن در تاریخ محلی تأکید دارند. این روایت نشان می‌دهد که دیوار گرگان در ذهن مردم، نمادی از دفاع، هویت و پایداری جمعی بود و نه صرفاً یک سازهٔ نظامی بی‌جان.

 روایت مسیر دیوار و سفر بی‌پایان

در میان اهالی روستاهای دشت گرگان و جنگل‌های نزدیک، قصه‌ای قدیمی نقل می‌شود که می‌گوید دیوار گرگان همیشه در حال حرکت است. نه به این معنی که دیوار واقعی از جای خود تکان می‌خورد، بلکه اهالی بر اساس تجربهٔ دیدن آن از نقاط مختلف و در افق‌های دور، احساس می‌کردند که طول دیوار بی‌انتها و مارگونه است و هیچ‌کس پایان آن را نمی‌بیند.

داستان می‌گوید: روزگاری، جوانی از روستایی کوچک می‌خواست به شهری دور در آن سوی دشت سفر کند. او شنیده بود که دیوار گرگان مانند مار سرخ یا سد اسکندر مسیر مهاجمان و مردم را کنترل می‌کند و برای عبور، باید راه درست را پیدا کند. به گفتهٔ پیران، مسیر دیوار پر از پیچ و خم‌های نامرئی و تپه‌های پنهان بود که چشم عادی آن را نمی‌دید؛ تنها کسانی که دلیر و صبور بودند، می‌توانستند از کنار دیوار عبور کنند و به مقصد برسند.

در سفر جوان، شب‌ها وقتی مه غلیظ روی زمین می‌نشست و باد شمال‌شرق با صدای خش‌خش بر آجرهای دیوار می‌وزید، او گمان می‌کرد که دیوار دارد با او صحبت می‌کند. صدای آجرها به او می‌گفت از کدام مسیر عبور کند و از کدام تپه‌ها دوری نماید. مردم محلی می‌گفتند که دیوار گرگان نه فقط مانع دشمنان، بلکه راهنمای سفر و محافظ مسافران نیز بوده است. اگر کسی از مسیر درست منحرف می‌شد، به گفتهٔ باور محلی، بادهای شمال‌شرق یا سایهٔ دژهای روح‌دار او را دوباره به مسیر بازمی‌گرداندند.

روایت دیگری می‌گوید که وقتی خورشید غروب می‌کند، طول دیوار به‌گونه‌ای دیده می‌شود که انگار در افق با آسمان یکی شده و ادامه پیدا می‌کند. کودکان روستاها از این منظره درس می‌گرفتند که کار بزرگی مانند ساخت دیوار، بی‌انتها و پیوسته است؛ همانگونه که حفاظت از سرزمین و جامعه نیز نیازمند تلاش مداوم است.

این قصه‌ها دربارهٔ مسیر دیوار نشان می‌دهند که اهالی نه تنها سازهٔ فیزیکی را می‌دیدند، بلکه حرکت و امتداد آن را با زندگی، تلاش، و مسیرهای روزمرهٔ خود پیوند داده بودند. دیوار برای مردم، چیزی بیشتر از یک خط دفاعی بود؛ نمادی از پایداری، راهنمایی و حضور دائمی حکومت و حافظان مرز در زندگی روزمره.

دیوار گرگان در طول تاریخ با نام‌های گوناگون در منابع ایرانی و اسلامی معرفی شده، از «سد اسکندر» و «سد انوشیروان» گرفته تا «مار سرخ» در گویش محلی. این نام‌ها، علاوه بر ارزش توصیفی، نشان‌دهندهٔ چگونگی ادراک مردمی و تاریخی این سازه بوده‌اند و نقش آن را در ذهنیت جمعی و تاریخ‌نگاری متنوع کرده‌اند. متون اسلامی که به مرزهای شمالی ایران اشاره کرده‌اند، هرچند گاه مستقیم دیوار را نام نمی‌برند، اما زمینهٔ روشن‌تری از اهمیت استراتژیک این منطقه در تاریخ ارائه می‌دهند. در کنار این‌ها، سفرنامه‌های مدرن و آثار تاریخی پژوهشی به بازخوانی این اثر کمک کرده‌اند و نشان می‌دهند که دیوار گرگان نه تنها یک سازهٔ دفاعی، بلکه نماد تاریخ، فرهنگ و هویت جغرافیایی شمال ایران بوده است. 

  • کاوش‌های اولیه باستانشناسی و شناسایی خطی دیوار

اولین گام علمی در شناخت دیوار گرگان به اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بازمی‌گردد، زمانی که ژاک دمورگان در سال ۱۲۷۵ خورشیدی بخش‌هایی از مسیر دیوار را بر روی نقشه ترسیم کرد و آن را به‌صورت خطی معرفی نمود. بعدها، در سال ۱۳۱۱ خورشیدی، «آرنه» در بررسی‌های میدانی بر اساس نقشه دمورگان بخش‌هایی از مسیر دیوار تا منطقه گنبد کاووس را شناسایی کرد.

نقطهٔ عطف توجه جهانی به این سازه زمانی بود که اریک اشمیت در سال ۱۳۱۶ خورشیدی با استفاده از پروازهای هوایی، توانست حدود ۱۷۵ کیلومتر از مسیر دیوار و دژهای وابسته را از فراز دشت گرگان تا دریای مازندران مشاهده و از آن عکس‌های هوایی تهیه کند که بعدها یکی از مهم‌ترین اسناد اولیه برای مطالعات بیشتر شد. این تلاش‌های اولیه زمینه‌ساز شناخت علمی‌تر دیوار شدند و به تدریج توجه جامعه باستان‌شناسی ایران و جهان را به این سازه جلب کردند. ([دیوار بزرگ گرگان

 مطالعات منسجم محلی و میدانی باستان‑شناسی

در دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی (۱۹۷۰–۱۹۷۶ میلادی)، باستان‌شناس ایرانی محمد یوسف کیانی  سرپرستی اولین گروه‌های باستانی را بر عهده گرفت که به مطالعات میدانی، گمانه‌زنی‌های اولیه و تهیهٔ نقشه‌های دقیق مسیر دیوار پرداختند. این مطالعات شامل بررسی ساختار، اندازه‌گیری طول و ابعاد کلی، شناسایی برج‌ها و دژهای وابسته بود و نخستین تلاش‌های علمیِ منظم را برای شناخت معماری و توزیع جغرافیایی دیوار فراهم آورد. تیم‌های میدانی آن دوره همچنین با استفاده از عکس‌های هوایی و تحقیقات زمینی، اطلاعات پایه‌ای دربارهٔ ساختار، مصالح و توزیع سازه‌های وابسته به‌دست آوردند که بعدها به‌عنوان مرجع در مطالعات بعدی به کار رفت. 

پروژه‌های مشترک بین‌المللی (۲۰۰۵–۲۰۰۹)

از میان فعالیت‌های باستان‌شناسی دیوار گرگان، یکی از مهم‌ترین دوره‌ها پروژه‌های بین‌المللی مشترک بود که از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ اجرا شد. این پروژه با همکاری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران (ICHHTO)، مرکز باستان‌شناسی ایران، دانشگاه ادینبرا، دانشگاه دورهام و حمایت نهادهای علمی از جمله Arts and Humanities Research Council، British Institute of Persian Studies، British Academy، Carnegie Trust و Iran Heritage Foundation انجام شد.

در این پروژه، باستان‌شناسانی چون پروفسور ابرهارد زاور (Eberhard W. Sauer)، حمید عمرانی‌رکاوندی و جبرئیل نوکند‎ه با مشارکت پژوهشگران دیگری مانند Tony Wilkinson، Roger Ainslie، Chris Oatley و محمد ادریسی با استفاده از روش‌های نوین شامل بررسی‌های ژئوفیزیک، گمانه‌زنی‌های هدفمند و تحلیل ساختار، تاریخ‌گذاری دیوار به قرن پنجم و اوایل قرن ششم میلادی را به‌طور علمی تثبیت کردند و اهمیت آن را به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین سازه‌های دفاعی امپراتوری ساسانی نشان دادند. 

دستاوردهای تحلیل دژها، خندق‌ها و زندگی نظامیان

در ادامهٔ این پروژه‌های گسترده، باستان‌شناسان به بررسی‌های دقیق‌تر دژها، خندق‌ها، کانال‌های آبرسانی و سازه‌های وابسته به دیوار پرداختند. کاوش‌های انجام‌شده در برخی از دژها، مانند Fort 2، نشان داد که این سازه‌ها دارای باروها، محل استقرار نیروها و سازه‌های نظامی استاندارد هستند و بازتاب‌دهندهٔ حضور نیروهای منظم ساسانی بوده‌اند. پژوهش‌ها همچنین شواهدی از شبکهٔ آبرسانی پیچیده—شامل کانال‌های اصلی و فرعی— و کارگاه‌های متعدد تولید آجر را آشکار کردند که نشان‌دهندهٔ سامانهٔ مهندسی و لجستیک گسترده پشت اجرای دیوار بوده است. این یافته‌ها کمک کردند تا تصویر روشن‌تری از زندگی روزمره و سازمان نظامی در کنار دیوار ارائه شود و نشان دهند که این سازه بیش از یک دیوار ساده، بخشی از یک نظام دفاعی-اجتماعی یکپارچه بوده است. 

 ادامه پژوهش، انتشار یافته‌ها و گسترش دانش علمی

نتایج پروژه‌های میدانی و تحلیلی دیوار گرگان بیش از آنکه تنها در گزارش‌های داخلی بماند، در قالب مطالعات منتشرشده و کتاب‌های علمی نیز ارائه شده‌اند.

مهم‌ترین آن‌ها کتاب «*Persia’s Imperial Power in Late Antiquity: The Great Wall of Gorgan and Frontier Landscapes of Sasanian Iran*»، تدوین مشترک ابرهاد زاور، حمید عمرانی‌رکاوندی، جبرئیل نوکند‎ه و Tony Wilkinson است که یافته‌های جامع این پروژه‌ها را به‌صورت علمی منتشر کرده و نه‌فقط تاریخ ساخت، بلکه سیاست، ساختار نظامی و جایگاه دیوار در مرزبندی امپراتوری ساسانی را تحلیل کرده است. این آثار همچنین به تاکید بر پیچیدگی مهندسی دیوار، شبکه‌های آب‌رسانی و دژها می‌پردازند و جایگاه دیوار گرگان را در مقایسه با دیگر حصارهای باستانی جهان روشن می‌سازند. 

 حفاظت، ثبت ملی و افق ثبت جهانی

با تکمیل مطالعات علمی، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران گام‌های رسمی را برای حفاظت از دیوار برداشته و بخش‌های قابل توجهی از دیوار در سال ۱۳۸۷ خورشیدی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد. تلاش‌ها برای تهیه پرونده ثبت جهانی در یونسکو  نیز در سال‌های اخیر آغاز شده است که مستلزم کاوش‌های جدید باستان‌شناسی، حفاظت علمی، و تهیه گزارش‌های جامع است تا ارزش جهانی سازه به‌طور رسمی تثبیت شود. این اقدامات نشان‌دهندهٔ آن است که مطالعات باستان‌شناسی دیوار گرگان هم‌اکنون وارد مرحله‌ای شده که نه تنها برای ایران، بلکه برای فهم جهانی میراث دیرینه‌نظامی اهمیت دارد.

  •  ارزش میراثی و چشم‌انداز گردشگری فرهنگی دیوار گرگان

دیوار گرگان، یکی از بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین سازه‌های دفاعی ایران باستان، نه تنها از نظر تاریخی و باستان‌شناسی اهمیت دارد، بلکه به عنوان یک نماد فرهنگی و میراثی نیز در منطقه نقش ویژه‌ای دارد. ارزش این سازه در چند محور اصلی قابل بررسی است: معماری و فناوری ساخت، موقعیت جغرافیایی و نظامی، میراث فرهنگی و گردشگری، و اهمیت برای حفاظت از هویت تاریخی منطقه.

 ارزش تاریخی و باستان‌شناسی

دیوار گرگان، طولانی‌ترین دیوار خشتی جهان پس از دیوار چین، نشان‌دهنده سطح بالای مهارت‌های مهندسی و نظامی ساسانیان است. بر اساس پژوهش‌های باستان‌شناسی، دیوار از ترکیب آجر، سنگ و ملات ساخته شده و دارای دژهای کوچک و برج‌های مراقبتی در فواصل منظم است که کارکرد نظامی و دفاعی آن را تکمیل می‌کند)).

حفاری‌ها و مطالعات میدانی نشان می‌دهند که دیوار گرگان برای کنترل و جلوگیری از عبور اقوام مهاجم شمالی مانند قبایل ترک و سکایی طراحی شده بود. الگوی معماری آن با سیستم‌های آبیاری و خطوط دفاعی هم‌زمان هماهنگ شده، که نشان‌دهنده تفکر استراتژیک و مهندسی پیچیده در دوران ساسانی است. به همین دلیل، دیوار ارزش علمی و پژوهشی بالایی دارد و مطالعه آن می‌تواند اطلاعات زیادی درباره سیاست‌های مرزی، دفاع نظامی و سبک زندگی مرزنشینان باستان ارائه دهد.

 ارزش فرهنگی و مردم‌شناختی

دیوار گرگان علاوه بر اهمیت نظامی، یک عنصر فرهنگی و نماد هویت جمعی است. همان‌طور که در بخش روایت‌های محلی بررسی شد، مردم منطقه داستان‌ها و افسانه‌هایی مانند مار سرخ، سد اسکندر و دژهای روح‌دار را به دیوار نسبت داده‌اند. این داستان‌ها نشان می‌دهند که دیوار نه فقط یک سازهٔ فیزیکی، بلکه عنصر معنوی و فرهنگی در ذهن مردم بوده است.

حفظ این روایت‌ها به همان اندازه خود سازه اهمیت دارد، زیرا این افسانه‌ها نماد رابطه مردم با سرزمین و تاریخ محلی هستند و می‌توانند بخشی از میراث فرهنگی ملموس و غیرملموس منطقه را تشکیل دهند. ثبت و مستندسازی این داستان‌ها، پژوهش‌های مردم‌شناسی و گردشگری فرهنگی را غنی می‌کند و به درک عمیق‌تر از نقش دیوار در زندگی اجتماعی و فرهنگی منطقه کمک می‌کند.

چشم‌انداز گردشگری فرهنگی

دیوار گرگان، به دلیل طول و ساختار منحصر به فردش، یک چشم‌انداز طبیعی و فرهنگی فراهم می‌کند که می‌تواند در قالب گردشگری علمی و فرهنگی مورد بهره‌برداری قرار گیرد. بر خلاف گردشگری تفریحی، تاکید بر گردشگری علمی، تحقیقاتی و فرهنگی است: بازدیدکنندگان می‌توانند با مطالعه ساختار دیوار، دژها و برج‌ها و آشنایی با تاریخ محلی و افسانه‌ها، تجربه‌ای آموزنده و مستند داشته باشند.

چشم‌انداز دیوار با خط افق باز دشت‌های گرگان، تپه‌ها و رودخانه‌ها ترکیب شده است. این چشم‌انداز تاریخی نه تنها هویت منطقه‌ای را برجسته می‌کند، بلکه فرصتی برای ثبت عکس‌ها، نقشه‌برداری و پژوهش‌های محیطی فراهم می‌آورد. حفظ این منظره بدون ایجاد تغییرات سازه‌ای یا دستکاری در مسیر دیوار، یکی از مهم‌ترین جنبه‌های گردشگری پایدار است.

  •  چالش‌ها و مدیریت پایدار

با وجود اهمیت بالای دیوار، این سازه با چالش‌های متعددی مواجه است:

  1. فرسایش طبیعی و آب و هوا: دیوار از آجر و سنگ ساخته شده و تغییرات رطوبت، بارش و باد می‌تواند به سرعت آن را تخریب کند.
  2. فعالیت‌های انسانی: کشاورزی، ساخت و ساز و عبور غیرمجاز گردشگران در نزدیکی دیوار باعث آسیب مکانیکی به سازه می‌شود.
  3. عدم ثبت کامل و حفاظت علمی: بخش‌هایی از دیوار هنوز به طور کامل بررسی و حفاظت نشده‌اند و خطر از بین رفتن اطلاعات تاریخی وجود دارد.

راهکارهای پیشنهادی برای مدیریت پایدار شامل:

* انجام مطالعات باستان‌شناسی کامل و ثبت دقیق سازه

* محدود کردن عبور و مرور در بخش‌های حساس و ایجاد مسیرهای مشخص برای گردشگری علمی و فرهنگی

* استفاده از مواد حفاظتی طبیعی و غیرمخرب برای تقویت دیوار و جلوگیری از فرسایش

* مستندسازی و ثبت روایت‌های محلی و افسانه‌ها در کنار سازه برای حفظ میراث ناملموس

این اقدامات همزمان، هم از سازه تاریخی و هم از ارزش فرهنگی و معنوی دیوار محافظت می‌کند و تجربه‌ای علمی و مستند برای پژوهشگران و بازدیدکنندگان فراهم می‌آورد.

این سازه، با طول و معماری منحصر به فرد، نه تنها نماد قدرت نظامی ساسانیان است، بلکه مرکز هویت فرهنگی و تاریخی مردم منطقه نیز محسوب می‌شود. نگاه علمی به دیوار گرگان و مدیریت پایدار آن می‌تواند نسل‌های آینده را با میراث غنی و ارزشمند ایران باستان آشنا کند، بدون آنکه ارزش‌های فرهنگی و طبیعی آن آسیب ببیند.

و در پایان:

دیوار گرگان، با طول بیش از ۱۷۰ کیلومتر و معماری پیچیده، یکی از مهم‌ترین سازه‌های دفاعی جهان و بزرگ‌ترین دیوار خشتی پس از دیوار چین به شمار می‌رود. این سازه نشان‌دهندهٔ مهارت‌های مهندسی و نظامی پیشرفته ساسانیان است و نقش محوری در کنترل مرزهای شمالی امپراتوری ایران باستان داشته است. مطالعه و تحلیل دیوار، علاوه بر آشکار کردن فناوری ساخت، ابعاد استراتژیک و ساختار دژها، اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ سیاست‌های مرزی، سازمان نظامی و زندگی روزمره مرزنشینان باستان ارائه می‌دهد.

چشم‌انداز دیوار گرگان، با ترکیب دشت‌های باز، تپه‌ها و رودخانه‌ها، یک منظرهٔ تاریخی و فرهنگی فراهم می‌کند که می‌تواند به عنوان محور گردشگری علمی و فرهنگی مورد بهره‌برداری قرار گیرد، به شرطی که حفاظت از سازه و محیط طبیعی آن رعایت شود. فرسایش طبیعی، فعالیت‌های انسانی و کمبود حفاظت علمی، چالش‌هایی هستند که نیازمند راهبردهای مدیریت پایدار، از جمله کنترل عبور و مرور، تقویت حفاظتی سازه‌ها و مستندسازی کامل میراث ملموس و غیرملموسهستند.

در نهایت، دیوار گرگان یک میراث چندلایه است که هم تاریخی و باستان‌شناسی، هم فرهنگی و مردم‌شناختی و هم بخشی از چشم‌انداز طبیعی و گردشگری محسوب می‌شود. حفاظت علمی، مطالعه جامع و معرفی ارزش‌های تاریخی و فرهنگی آن به پژوهشگران و نسل‌های آینده، تضمین می‌کند که این سازه نه تنها نماد قدرت و مهارت مهندسی ساسانیانباقی بماند، بلکه مرجع شناخت تاریخ، فرهنگ و هویت منطقه‌ای ایران باستان نیز باشد.

 

منابع

  1. سفرنامه ناصرالدین شاه قاجار . سفرنامه گرگان، تهران: انتشارات علم، ۱۳۷۲.
  2. سفرنامه ژان شاردن (Jean Chardin:( شاردن، ژان، **سفرنامه شاردن: ایران در سدهٔ هفدهم**، ترجمهٔ محمد علی اسلامی ندوشن، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵.
  3. فاضلی، علیرضا، **افسانه‌ها و روایت‌های تاریخی گرگان**، تهران: انتشارات فرهنگستان هنر، ۱۳۹۰.
  4. وبلاگ تخصصی دیوار گرگانgorganwall.wordpress.com/
  5. احمدی، محمد، روایت‌های محلی دربارهٔ دیوار گرگان و دژهای آن، فصلنامه مردم‌شناسی ایران، شماره ۵، ۱.

6.«تاریخ جامع ایران» (چاپ مجموعهٔ چندجلدی)*ویراست:* گروهی از نویسندگان تحت نظارت دانشنامهٔ اسلامی

  1. معطوفی، اسدالله، دیوار دفاعی و تاریخی گرگان و قلاع آن، انتشارات مختومقلی فراغی، ۱۳۸۷.
  2. قائمی، رمضانعلی،گرگان، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ۱۳۸۷.

[1]: https://mahdroo.ir/shop/product/book-1060530-ht3xgd ” کتاب دیوار دفاعی و تاریخی گرگان و قلاع آن (چاپ 1) – مهدرو”

[2]: https://mahdroo.ir/shop/product/book-989935-qai293 ” کتاب گرگان (چاپ 1) – مهدرو”

[3]: https://en.wikipedia.org/wiki/The_Comprehensive_History_of_Iran “The Comprehensive History of Iran”

نویسنده
مقالات مرتبط

کوه خواجه؛ تلاقی طبیعت، اسطوره و معماری در شرق ایران

کوه خواجه در میان دشت پهناور سیستان چون توده‌ای تیره‌فام و منفرد…

شهر سوخته ، سرگذشت یک شهر فراموش‌شده

شهر سوخته یکی از شاخص‌ترین محوطه‌های عصر مفرغ در فلات ایران است؛…

تمدن جیرفت،سرزمین فراموش شده‌ی هلیل رود

در پهنهٔ جنوبی فلات ایران، جایی که رشته‌کوه‌های زاگرس شرقی به‌تدریج در…

دیدگاهتان را بنویسید