شهر سوخته

شهر سوخته ، سرگذشت یک شهر فراموش‌شده

شهر سوخته
منبع عکس : رویایی

شهر سوخته یکی از شاخص‌ترین محوطه‌های عصر مفرغ در فلات ایران است؛ منطقه‌ای که در حاشیه دلتای قدیمی رود هیرمند شکل گرفت و طی چند سده به یکی از مراکز مهم فرهنگی و اقتصادی شرق فلات ایران تبدیل شد. اهمیت این محوطه تنها در وسعت و قدمت آن خلاصه نمی‌شود، بلکه در مجموعه گسترده داده‌های باستان‌شناسی نهفته است که امکان بازسازی نسبتاً دقیق زندگی، ساختار اجتماعی، فناوری‌ها، باورها و حتی فعالیت‌های روزمره ساکنان آن را فراهم کرده است. این محوطه در مقایسه با بسیاری از مراکز هم‌دوره، از لایه‌های فرهنگی به‌مراتب منسجم‌تر و غنی‌تر برخوردار است و همین ویژگی سبب شده که در دهه‌های اخیر، در کانون توجه پژوهشگران تاریخِ آغاز شهرنشینی قرار گیرد.

شهر سوخته در جنوب‌شرق فلات ایران و در منطقه‌ای واقع شده که وضعیت زیست‌محیطی آن در دوران باستان بسیار متفاوت بود. جریان پرآب هیرمند و شبکه انشعابات آن، چشم‌اندازی حاصل‌خیز ایجاد کرده بود که امکان استقرار گروه‌های بزرگ انسانی و شکل‌گیری نظام‌های کشاورزی و تولیدی را فراهم می‌کرد. داده‌های زمین‌شناسی و مطالعات باستان‌محیطی نشان می‌دهد که این بخش از دلتای هیرمند در هزاره سوم پیش از میلاد، برخلاف چهره خشک امروز، منطقه‌ای پرآب با پوشش گیاهی گسترده بوده است. همین بستر مساعد، زمینه‌ساز رشد تدریجی جامعه‌ای پیچیده شد که ساختارهای معماری، اقتصادی و فنی آن از انسجام بالایی برخوردار بود.

مجموعه یافته‌های معماری و اشیای فرهنگیِ به‌دست‌آمده از چهار دوره اصلی شهر سوخته، نشان‌دهنده روند تکامل شهری در مقیاسی وسیع است. در این دوره‌ها، تغییرات چشمگیری در نوع مصالح، الگوی ساخت بناها، شکل استقرارهای مسکونی و نحوه سازمان‌دهی فضاها مشاهده می‌شود. این محوطه تنها یک مجموعه مسکونی نبود، بلکه شامل مناطق صنعتی، مراکز تولیدی، فضاهای عمومی و بخش‌های آیینی بود که همگی بر اساس نوعی نظم اجتماعی شکل گرفته بودند. از همین رو، شهر سوخته در میان پژوهشگران به‌عنوان یکی از نمونه‌های برجسته «جامعه پیچیده بدون دولت» یا «شبه‌شهری» مطرح می‌شود؛ جامعه‌ای که بدون نشانه‌های آشکار نظام پادشاهی یا دولت متمرکز، با ساختاری منسجم و کارکردی پایدار اداره می‌شد.

تنوع آثار کشف‌شده در این محوطه، گستره شگفت‌انگیزی از جنبه‌های فرهنگی را نشان می‌دهد. از اشیای ساده روزمره گرفته تا مصنوعات پیشرفته‌ای که سطح بالایی از فناوری آن دوران را بازتاب می‌دهد، گستره‌ای وسیع از زندگی در این جامعه را روشن می‌سازد. ابزارهای سنگی، سفال‌های منقوش، اشیای فلزی، لوازم زینتی، بقایای پارچه و سبدبافی، و فناوری پیشرفته تولید مهر و اشیای اداری، تنها بخشی از داده‌هایی هستند که اکنون در اختیار پژوهشگران قرار دارد. برخی از این یافته‌ها، همچون نخستین نشانه‌های جراحی چشم، یکی از قدیمی‌ترین تخته‌نردهای شناخته‌شده، و اسکلتی با نشانه‌های ابتدایی پروتز، بازتاب‌دهنده سطح پیشرفت علوم و فناوری در این جامعه‌اند.

در کنار داده‌های معماری و یافته‌های فرهنگی، گورستان عظیم شهر سوخته نیز یکی از غنی‌ترین منابع شناخت این تمدن است. بررسی بیش از هزاران گور، اطلاعات بی‌مانندی درباره ساختار خانوادگی، وضعیت تغذیه، باورهای آیینی، نحوه آماده‌سازی مردگان و حتی وضعیت سلامت جمعیت ارائه داده است. نظم و تنوع تدفین‌ها نشان می‌دهد که این جامعه از سیستم‌های پیچیده معنایی و اجتماعی برخوردار بوده و نگاه منسجمی به مرگ و جهان پس از آن داشته است. از همین رو، گورستان شهر سوخته یکی از منابع اصلی بازسازی الگوی زیست‌جمعی و روابط اجتماعی این مرکز فرهنگی محسوب می‌شود.

با وجود حجم عظیم داده‌های به‌دست‌آمده، یافته‌های شهر سوخته همراه با مجموعه‌ای از پرسش‌های بنیادین است که هنوز پاسخ قطعی برای آن‌ها وجود ندارد؛ از جمله ماهیت نظام سیاسی، نحوه تعامل با مراکز پیرامونی و نقش آن در شبکه‌های تجاری منطقه‌ای. تحلیل‌های کنونی نشان می‌دهد که شهر سوخته در زمره مراکز مهم تبادل با حوزه‌های فرهنگی بلخ، بلوچستان، منطقه سند و جنوب خلیج فارس بوده و برخی مصنوعات آن در نقاط دوردست نیز شناسایی شده است. این شواهد به‌خوبی جایگاه این مرکز فرهنگی را در شبکه گسترده تعاملات شرق فلات ایران روشن می‌کند.

شهر سوخته نه تنها یکی از مهم‌ترین محوطه‌های عصر مفرغ است، بلکه یکی از معدود نمونه‌هایی است که زندگی شهری و غیرنظامی را در دوره‌ای نشان می‌دهد که عمده مراکز بزرگ جهان باستان در محورهایی دارای حاکمیت رسمی شکل گرفته بودند. بازسازی لایه‌به‌لایه این محوطه، پنجره‌ای تازه به روی شناخت آغاز سازمان‌های اجتماعی پیچیده می‌گشاید و تصویری نسبتاً روشن از مسیر رشد یکی از کهن‌ترین جوامع شهرنشین منطقه عرضه می‌کند.

  • محیط طبیعی و جغرافیای شکل‌گیری شهر سوخته

سرزمین‌هایی که در نقطه تلاقی آب، خاک و مسیرهای ارتباطی قرار می‌گیرند، معمولاً شانس بیشتری برای تولد ساختارهای اجتماعی پیچیده دارند، و دلتای رود هیرمند نمونه روشن چنین بستری است. شهر سوخته در حاشیه این دلتای گسترده شکل گرفت؛ جایی که پهنه‌ای از تالاب‌ها، رودشاخه‌ها و زمین‌های رسوبی حاصل‌خیز، سیمای چشم‌انداز طبیعی آن را تعیین می‌کرد. این محیط نه‌تنها امکان اشتغال به کشاورزی و دامداری را فراهم می‌ساخت، بلکه به‌عنوان ایستگاهی مطمئن در مسیر رفت‌وآمد گروه‌های انسانی، کاروان‌ها و تبادلات منطقه‌ای عمل می‌کرد. بررسی‌های زمین‌باستان‌شناختی نشان می‌دهد که در دوران آغازین شکل‌گیری شهر، رطوبت نسبی هوا بالاتر و گستره تالاب‌های هامون وسیع‌تر از امروز بوده است؛ عاملی که نقش مهمی در شکل‌گیری زیست‌پذیری و تراکم جمعیت ایفا کرد.

شهر سوخته
مکان نمایی شهرسوخته

شرایط اقلیمی آن دوران، بر اساس داده‌های رسوب‌شناسی و مطالعات پالینولوژی، نسبتاً معتدل‌تر از وضعیت کنونی ثبت شده است. وجود لایه‌های ضخیم رسوبیِ حاصل از طغیان‌های فصلی هیرمند نشان می‌دهد جریان آب در بازه‌های طولانی پایدار بوده و آبزی‌زیستی گسترده‌ای در منطقه جریان داشته است. همین منابع آبی، همراه با خاک‌های غنی رسوبی، به کشاورزی امکان شکوفایی داد. بقایای دانه‌های جو، گندم و احتمالاً انگور نشان می‌دهد که جامعه شهر سوخته توانسته بود چرخه‌ای پیوسته از تولیدات کشاورزی ایجاد کند. حضور ابزارهای سنگیِ مرتبط با آسیاب و فرآوری غلات نیز مؤید این کارکرد است. افزون بر آن، شواهد استخوان‌شناسی نشان می‌دهد که دامداری — به‌ویژه نگهداری گاو، گوسفند و بز — بخش مهمی از اقتصاد اولیه را تشکیل می‌داد.

پیوند شهر سوخته با منابع آب، فقط به حفظ معیشت محدود نبود؛ بلکه نقش مهمی در شکل‌گیری هویت اقتصادی این مرکز داشت. سال‌ها پیش از آن‌که منطقه به خشکسالی‌های گسترده دچار شود، شبکه‌ای از کانال‌های آبرسانی، آبراهه‌های طبیعی و دست‌سازه‌های هدایت آب در پیرامون شهر شکل گرفته بود. این ساختارها در کنار استقرار روستاهای کوچک پیرامونی، نشان می‌دهد که شهر سوخته مرکز مدیریتی بزرگ‌تری بود که وابستگی روستاهای اطراف به منابع آبی مشترک، آن را به نقطه‌ای محوری در مدیریت تولیدات کشاورزی تبدیل می‌کرد. چنین الگوی استقراری، مشابه نمونه‌هایی است که در جنوب‌غرب ایران، میان‌رودان و حتی دره سند نیز مشاهده می‌شود.

جغرافیای ارتباطی منطقه نیز از عوامل مهم شکل‌گیری تمدن شهر سوخته به‌شمار می‌رود. قرار گرفتن آن در میانه رشته‌مسیرهایی که از فلات مرکزی ایران به بلوچستان، از سیستان به کرانه‌های مکران و از دلتای هیرمند به دره سند امتداد می‌یافت، این مکان را به حلقه‌ای فعال در مبادلات کالا و فرهنگ تبدیل کرده بود.

موقعیت خاص شهر سوخته از این نظر قابل‌توجه است که نه در مسیر اصلی کاروان‌روهای غربی ـ شرقی قرار داشت و نه در مسیر شاخه‌های شمالی ـ جنوبی، بلکه در نقطه‌ای میان این دو سامانه ارتباطی جای گرفته بود؛ نقطه‌ای که توانست جریان‌های تجاری مختلف را به‌سوی خود جذب کند. کشف مهرهای تجاری، مواد خام غیرمحلی مانند لاجورد، صدف دریایی و محصولات فلزی وارداتی، همگی از نقش ارتباطی و مبادلاتی شهر حکایت دارد.

چشم‌انداز طبیعی شهر سوخته، علاوه بر نقش اقتصادی، بر ساختار فضایی و شکل معماری آن نیز تأثیر گذاشت. قرارگیری محوطه روی تراس‌های طبیعی و همین‌طور ساخت لایه‌های معماری بر روی هم، نشان می‌دهد که ساکنان شهر به‌خوبی با خطر سیلاب‌ها و دگرگونی‌های seasonal رود هیرمند آشنا بودند و ساخت‌وسازها را متناسب با آن سامان می‌دادند. شواهدی از وجود خاک‌ریزهای مصنوعی و اقدامات حفاظتی در حاشیه شهر به چشم می‌خورد که نشان از مدیریت آگاهانه محیط پیرامون دارد. چنین نگاه مهندسی‌شده‌ای به طبیعت، معمولاً حاصل تجربه چندین نسل از تعامل با محیط و سامان‌دهی به منابع آن است.

اما آنچه محیط طبیعی این منطقه را به‌طور ویژه قابل‌توجه می‌کند، ارتباط مستقیم میان فراز و فرود هیدرولوژیک دلتای هیرمند و چرخه زندگی شهر سوخته است. دوره‌های رشد و شکوفایی شهر با دوره‌های پرآبی هم‌زمان است، و دوره‌های افول آن با کاهش جریان آب و عقب‌نشینی تالاب‌ها پیوند دارد. این رابطه، که امروز از طریق مطالعات ژئومورفولوژی و داده‌های رسوبی بازسازی شده، نشان می‌دهد که حیات این جامعه به نحو بنیادینی به پایداری محیط طبیعی وابسته بوده است؛ وابستگی‌ای که در نهایت نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت شهر نیز داشته، هرچند بررسی تفصیلی آن در بخش پایانی مقاله شرح داده می‌شود.

در ترکیب کلی، جغرافیای طبیعی شهر سوخته نه تنها بستر استقرار آن بود، بلکه چارچوبی را شکل داد که فرهنگ، اقتصاد، ساختار اجتماعی و مسیرهای ارتباطی این تمدن در آن شکل گرفت. همین ویژگی سبب شده است که شهر سوخته نمونه‌ای استثنایی از سازگاری انسان با محیط در دوران آغاز شهرنشینی باشد؛ نمونه‌ای که مطالعه آن می‌تواند تصویر روشنی از چگونگی تعامل جوامع پیش‌تاریخی با چالش‌ها و فرصت‌های طبیعی ارائه دهد.

  • تاریخچه کشف و کاوش شهر سوخته

شهر سوخته، مجموعه‌ای از تپه‌های طبیعی بسیار کهن است که در شمال غربی دلتا قدیمی رود هیرمند — در حدود ۵۶ کیلومتری مسیر زابل ـ زاهدان در استان سیستان و بلوچستان — بر تراس‌های رَم‌رود قرار دارد.

شهر سوخته
منبع: باشگاه خبرنگاران

نام «شهر سوخته» بیشتر به وضعیت ویرانی و آثار سوختگی گسترده در لایه‌های باستانی آن اشاره دارد: در دوره‌های متوالی، بخش‌های بزرگی از ساخت و ساز شهری، مسکونی و مرکزی این شهر سه بار دچار آتش‌سوزی شده و لایه‌ای از خاکستر بر شهر نشست — این وقایع به‌خصوص در لایه‌ای موسوم به «فاز ۷» (حدود ۳۰۰۰ پیش از میلاد) ثبت شده‌اند.

اما اینکه «چرا نامش شهر سوخته گذاشته شد»، عمدتاً ناشی از همین آثار فراوان و آشکار آتش و سوختگی در لایه‌های باستانی است — لایه‌هایی که در حفاری‌ها نمایان شد و تداعی‌کننده شهری است که در تاریخ چندباره سوخته و دوباره ساخته شده. بنابراین نام «سوخته» جنبه توصیفی دارد: نشانی از سرنوشت غم‌انگیز اما آشکار این مرکز تمدنی.شهر سوخته

اولین کسی که در منابع مدرن غربی به وجود این محوطه اشاره کرد، Aurel Stein (سر اورل اشتاین) بود؛ او در یکی از سفرهایش در دهه ۱۹۱۰ میلادی به دشت سیستان راه یافت و اولین گزارشی که از «شهر سوخته» ثبت شد به بازدید او مربوط است.  بر اساس خود گزارش‌های مستند، اشتاین در سال‌های ۱۹۱5 و ۱۹۱6 میلادی محوطه را شناسایی کرد. اگرچه بازدید او کوتاه بود (تنها چند روز)، همین شناسایی اولیه مسیر پژوهش‌های بعدی را هموار کرد.

با این حال، کاوش جدی و نظام‌مند در محوطه تنها پس از نیم قرن با حضور باستان‌شناسان حرفه‌ای آغاز شد. در سال ۱۹۶۷ میلادی تیمی از Istituto Italiano per l’Africa e l’Oriente (IsIAO) به رهبری Maurizio Tosi فعالیت حفاری در «شهر سوخته» را آغاز کرد.  این کاوش‌ها تا سال ۱۹۷۸ ادامه یافتند — یعنی تقریباً یازده فصل حفاری رسمی تحت نظارت این مؤسسه. 

پس از انقلاب و تغییرات سیاسی در ایران، این حفاری‌ها متوقف شد و برای تقریباً دو دهه کار در سایت تعطیل بود. 

در سال ۱۹۹۷، فعالیت باستان‌شناسی دوباره از سر گرفته شد؛ این بار به رهبری سید منصور سید سجادی، با تیمی از باستان‌شناسان ایرانی تحت نظر سازمان وقت میراث فرهنگی.

سید منصور سیدسجادی

از آن زمان، حفاری‌ها و پژوهش‌ها ادامه یافته‌اند و یافته‌های تازه — از جمله در بخش قبرستان، مناطق مسکونی، مناطق صنعتی و ساختمانی — گزارش می‌شوند. 

در خلال این روند پژوهشی مشخص شد که وسعت اصلی شهر — برخلاف برآورد نخست که حدود ۱۵۱ هکتار بود — بسیار گسترده‌تر است؛ برخی منابع معاصر وسعت کل محدوده را تا حدود ۲۰۰ هکتار گزارش داده‌اند. 

همچنین مطالعات دیرینه‌شناسی و لایه‌نگاری نشان داده‌اند که شهر سوخته دست‌کم در چند دوره متوالی شکل گرفته و رشد کرده، چند بار ویران شده و بازسازی شده، و بالاخره در هزاره دوم پیش از میلاد رفته‌رفته رو به افول نهاده است.

به‌زبان ساده، سیر اکتشاف محوطه این‌گونه بوده است: شناسایی اولیه توسط اکتشاگر غربی اوایل قرن بیستم → کاوش‌های جدی و سازمان‌یافته از اواخر دهه ۱۹۶۰ توسط باستان‌شناسان ایتالیایی → وقفه طولانی به‌دلیل تحولات سیاسی → از سرگیری کاوش‌ها از اواخر دهه ۱۹۹۰ تا به امروز توسط باستان‌شناسان ایرانی → یافته‌ها و بازنگری داده‌ها درباره وسعت، ساختار و تاریخ شهر.

در واقع، روند پژوهش در شهر سوخته نمونه‌ای است از آنچه در بسیاری از محوطه‌های مهم باستانی رخ داده: شناسایی تصادفی، سپس کاوش‌های حرفه‌ای، گسست تاریخی – سیاسی، و تجدید نظر علمی با ظرفیت بومی. امروز «شهر سوخته» نه فقط یک نام در فهرست آثار باستانی، بلکه یک پروژه زنده با تحقیقات پیوسته است — پروژه‌ای که هر فصل حفاری می‌تواند بخش تازه‌ای از تاریخ را روشن کند.

  • مهم‌ترین مراحل کاوش و پژوهش در شهر سوخته

طی سده گذشته، کاوش‌ها در شهر سوخته زیر نظر گروه‌ها و مؤسسات مختلف انجام شده؛ از شناسایی اولیه تا حفاری رسمی و سپس مطالعات میان‌رشته‌ای.

* نخستین اشاره مدرن به این محوطه به بازدید Aurel Stein در اوایل قرن بیستم بازمی‌گردد. او در سال‌های ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ میلادی دشت سیستان را پیمود و «شهر سوخته» را شناسایی کرد.

* کاوش جدی و سازمان‌یافته برای نخستین بار در سال ۱۹۶۷ میلادی آغاز شد؛ زیر نظر Istituto Italiano per l’Africa e l’Oriente (IsIAO) به سرپرستی Maurizio Tosi. این فاز حفاری تا حدود سال ۱۹۷۸ ادامه پیدا کرد. 

* پس از این دوره ایتالیایی، فعالیت باستان-شناسی برای مدتی متوقف شد؛ اما از دهه ۱۹۹۰ میلادی (دقیق‌تر: از ۱۹۹۷) گروهی از باستان‌شناسان داخلی زیر نظر وزارت میراث فرهنگی به رهبری سید منصور سید سجادی کار را از سر گرفتند. 

* تا کنون بیش از ۳۰ فصل کاوش انجام شده و هزاران شی، قبر و اثر کشف شده است.

* پژوهش‌های میان‌رشته‌ای (از جمله در حوزه انسان‌شناسی، پاتولوژی، زیست‌­محیطی و بافت‌شناسی) آغاز شده‌اند تا با تحلیل بقایای انسانی، مصالح ساختمانی، مواد ارگانیک و فرهنگی ـ اجتماعی، تصویر دقیق‌تری از زندگی در شهر سوخته به‌دست آید. 

به گمان بسیاری از باستان-شناسان، شهر سوخته امروز نه فقط یک سایت تاریخی منجمد، بلکه یک پروژه زنده و پویا است؛ چرا که حفاری‌ها و تحقیقات همچنان ادامه دارند و هر فصل احتمال کشف شگفتی جدید را به همراه دارد. 

  •  🏺مهم‌ترین یافته‌ها و بازتاب آن‌ها از زندگی در شهر سوخته

کاوش‌های گسترده در شهر سوخته نتایج شگفت‌انگیزی داشته است — شواهدی که تصویر یک جامعه‌ی پیچیده، پیشرفته و خلاق در هزاره سوم ق.م را نمایان می‌کند. در ادامه برخی از برجسته‌ترین یافته‌ها آورده می‌شوند:

چشم مصنوعی: در یکی از قبور، بقایای یک زن باستانی یافت شد که در یکی از چشمانش پروتز مصنوعی نصب شده بود. این «چشم» از ماده‌ای سبک (احتمالاً قیر طبیعی یا مواد مشابه) ساخته شده و روی آن لایه نازکی از طلا با طراحی عنبیه و پرتوهای خورشید حکاکی شده بود. حفاری و آزمایش‌های باستان‌شناسی نشان داده که این پروتز در زمان زندگی فرد مورد استفاده بوده است. تاریخ آن تقریباً بین ۲۹۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد برآورد شده است. 

شهر سوخته

کاسه «انیمیشن»:

در کاوش‌های بخش مسکونی و گورستان شهر سوخته، یک ظرف سفالی کوچک کشف شد که روی سطح آن چند تصویر پشت سر هم از یک بز در حال حرکت حک شده بود. ترتیب این تصاویر به گونه‌ای است که وقتی ظرف چرخانده می‌شود، حرکت بز به طور پیاپی دیده می‌شود — درست مانند یک انیمیشن ابتدایی.

 تصاویر بز، ابتدا در حال دویدن، سپس نزدیک شدن به درخت و خوردن برگ‌ها هستند. این ترتیب نشان می‌دهد که سازنده، درک عمیقی از حرکت و گذر زمان داشته و توانسته آن را بر سطح یک ظرف مسطح منتقل کند. قطر ظرف حدود ۱۰ تا ۱۵ سانتی‌متر است و از سفال با کیفیت بالا ساخته شده است. این ظرف به لحاظ تکنیکی و هنری، یکی از نخستین نمونه‌های انیمیشن جهان محسوب می‌شود و بیانگر توجه انسان‌های آن دوره به جزئیات طبیعی و توانایی انتقال حرکت در قالب هنر است.برخی پژوهشگران نیز اشاره کرده‌اند که چنین ابتکارهایی نشانگر تجربه و مهارت پیشرفته در هنر روایتی بوده که احتمالاً در دیگر اشیاء و صنایع دستی شهر سوخته هم بازتاب داشته است.

در واقع، این ظرف نه فقط یک وسیله تزئینی ساده، بلکه نمونه‌ای از نخستین تلاش‌های بشر برای ثبت حرکت و روایت داستان از طریق هنر تصویری است — بیش از چهار هزار سال پیش.

 

شهر سوخته
نمایی از کاسه انیمیشن

در تصویر زیر میتوانید حرکت تصویر را مشاهده کنید.

شهر سوخته

بازی تخته‌ای با تاس و مهره:  عناصری مانند مهره‌ها و تاس‌های استخوانی در کنار بردی شبیه به تخته بازی کشف شده‌اند — گویند این ممکن است یکی از نخستین نمونه‌های بازی‌های تخته‌ای در جهان باشد.

شهر سوخته

جراحی جمجمه: جمجمه دختر نوجوانی (۱۲–۱۴ ساله) یافت شده که نشانه‌هایی از جراحی پیش‌ تاریخی دارد؛ یعنی بخشی از جمجمه تراشیده شده تا فشار مغز — احتمالاً ناشی از بیماری — کم شود. بررسی‌های استخوانی نشان می‌دهد که پس از جراحی، استخوان تا مدتی ترمیم یافته است، یعنی فرد پس از عمل زنده مانده است. 

قالی، بافت و صنایع نساجی: آثار نخ، پارچه و ابزار بافت در بخش‌هایی از محوطه کشف شده که بیانگر وجود صنعت نساجی و پوشاک در شهر است. 

شهر سوخته
تکه ای پارچه از شهر سوخته

آثار معماری گسترده و شهرسازی پیشرفته: مطالعات نشان داده‌اند که شهر دارای بخش‌هایی با معماری منظم — شامل مسکن، کارگاه‌ها، فضاهای عمومی و گورستان — بوده است. این سامان‌دهی نشان‌دهنده یک جامعه با ساختار شهری و تقسیم کار اجتماعی است. 

شهر سوخته

گورستان عظیم با هزاران قبر: بخش‌هایی از شهر به گورستان اختصاص داشته؛ شمار قابل توجهی از قبرها (به گفته برخی منابع بین ۲۰ تا ۲۵ هزار قبر) کشف شده‌اند. این گورستان‌ها منبع مهمی برای مطالعه انسان‌شناسی، سلامت، تغذیه، ساختار جمعیت و مرگ و تدفین در آن دوره هستند.

 

شهر سوخته
نمایی از گورستان شهر سوخته
  • اهمیت و بازتاب علمی یافته‌ها

آنچه در شهر سوخته کشف شده، نه صرفاً اشیاء زیبا یا آثار تزئینی‌اند، بلکه شواهدی از دانش، فن، هنر، پزشکی، زندگی روزمره، ساختار اجتماعی و حتی تفریحات مردمان هزاره سوم پیش از میلاد به دست می‌دهند.

* وجود پروتز چشم و جراحی جمجمه نشان می‌دهد که دانش آناتومی و پزشکی ابتدایی، و احتمالاً مراقبت‌های درمانی در آن جامعه وجود داشته است.

* بازی‌های تخته‌ای، ابزار موسیقی یا تفریحی (اگر بیشتر شناسایی شوند) نشانه‌ای از زندگی فرهنگی و اجتماعی فراتر از صرف زندگی روزمره است.

* معماری منظم و بخش‌بندی فضاها (مسکونی، کارگاهی، گورستان) گواه ساختار شهری و پیچیدگی اجتماعی است؛ یعنی انسان‌هایی زندگی می‌کردند که نقش‌های مختلف: صنعتگر، کشاورز، نجیب‌زادگان یا ثروتمندان و … داشته‌اند.

* تنوع صنایع: سفال، بافت، سنگ‌تراشی، فلزکاری، جواهرات (سنگ‌های نیمه‌قیمتی)، مهر و موم و مهره‌سازی — همگی نشانه توجه به تجارت، هنر و مبادلات کالا هستند؛ یعنی شهر سوخته بخشی از شبکه وسیع ارتباطی و اقتصادی در عصر برنز بوده است. 

  •  وضعیت امروز و ضرورت پژوهش مداوم

با وجود ده‌ها فصل حفاری و هزاران یافته، کارشناسان تأکید می‌کنند که تنها بخش کوچکی (حدود ۴–۵٪) از محوطه شهر سوخته به‌طور کامل کاوش شده است. از سوی دیگر، مسائل مالی، حفاظت از سایت، تحلیل داده‌ها، و پیچیدگی مطالعات میان‌رشته‌ای، چالش‌هایی هستند که ادامه پژوهش را دشوار می‌کنند.با این حال، هر فصل جدید می‌تواند بخش تازه‌ای از تاریخ تمدن در شرق فلات ایران را روشن کند؛ چرا که خاک و لایه‌های زیرین محوطه، همچنان حامل رازهایی‌اند که نیاز به دقت، زمان و تخصص دارند.

  • جامعه و ساختار زندگی در شهر سوخته

سکنه و ترکیب جمعیتی

مطالعات باستان‌شناسی نشان می‌دهد که شهر سوخته جامعه‌ای چندجانبه با جمعیتی متشکل از مردان، زنان و کودکان بوده است. تحلیل بقایای انسانی و مطالعات استخوان‌شناسی حاکی از آن است که این افراد در چند گروه خانوادگی یا قبیله‌ای زندگی می‌کرده‌اند و بخش‌های مختلف شهر به صورت نسبتا منظم و سازمان‌یافته توسط آنان اشغال شده است.

بررسی‌های گورستانی نشان می‌دهد که تدفین‌ها دارای تنوع گسترده‌ای بوده‌اند؛ برخی از افراد در قبرهایی ساده دفن شده‌اند، در حالی که دیگران همراه با اشیای تزئینی و وسایل زندگی روزمره دفن شده‌اند، که احتمالا نشان‌دهنده جایگاه اجتماعی و سطح ثروت یا اهمیت آنان در جامعه بوده است. جالب توجه آنکه در برخی از قبور شواهدی از پروتز چشم و جراحی جمجمه کشف شده است، موضوعی که نه تنها نشان‌دهنده مهارت پزشکی ابتدایی است، بلکه بیانگر توجه ویژه جامعه به سلامت و مراقبت از افراد آسیب‌دیده و بیمار نیز می‌باشد.

شهر سوخته

 معیشت و اقتصاد

اقتصاد شهر سوخته بر پایه کشاورزی، دامداری و صنایع دستی شکل گرفته بود. تحلیل لایه‌های خاک و بقایای گیاهی و دامی نشان می‌دهد که کشاورزی در تراس‌ها و حواشی رودخانه هیرمند انجام می‌شده و مردم با استفاده از کانال‌ها و حوضچه‌های کوچک، سیستم‌های پیشرفته‌ای برای مدیریت آب و آبیاری به کار گرفته بودند.

دامداری نیز بخش مهمی از زندگی اقتصادی را تشکیل می‌داد و شامل گوسفند، بز و گاو بود. محصولات حیوانی نظیر شیر، گوشت و پشم نقش مهمی در تغذیه، پوشاک و تجارت داشته است. صنایع دستی شهر سوخته متنوع بوده و شامل سفالگری، بافت، جواهرسازی، سنگ‌تراشی و ابزارهای فلزی می‌شده است. این صنایع نه تنها برای مصرف داخلی، بلکه احتمالا برای مبادلات تجاری با مناطق اطراف نیز تولید می‌شده‌اند و اهمیت شهر را به عنوان یک مرکز اقتصادی در شبکه تبادلات عصر برنز نشان می‌دهد.

ساختار شهری و معماری

شهر سوخته از نظر معماری و تقسیم‌بندی فضایی نمونه‌ای از برنامه‌ریزی پیشرفته شهری در هزاره سوم پیش از میلاد است. خانه‌ها معمولاً خشتی و گاهی دوطبقه بوده‌اند و دارای حیاط‌های مرکزی و انبارهایی برای نگهداری محصولات و وسایل زندگی بودند. کاوش‌ها نشان داده‌اند که بخش‌های صنعتی مجزا برای تولید سفال، فلزکاری و نساجی وجود داشته است و گورستان‌ها در حاشیه شهر قرار گرفته بودند. فضاهای عمومی نیز احتمالاً محل تجمعات اجتماعی یا مراسم آیینی بوده‌اند. این سامان‌دهی شهری نشان می‌دهد که جامعه دارای ساختاری سلسله‌مراتبی و سازمان‌یافته بوده و نقش‌ها و مسئولیت‌های مختلف میان افراد تقسیم شده و همکاری و هماهنگی برای حفظ شهر و تولید کالا امری حیاتی بوده است.

باورها، هنر و تفریحات

زندگی فرهنگی و هنری مردم شهر سوخته نیز غنی و متنوع بوده است. نقوش سفالی و سنگی، شامل حیوانات، انسان‌ها و نمادهای اسطوره‌ای، بازتاب‌دهنده جهان‌بینی، باورهای آیینی و ارزش‌های فرهنگی این جامعه است. کشف بازی‌های تخته‌ای و مهره‌ها نشان می‌دهد که تفریحات و فعالیت‌های اجتماعی اهمیت داشته و نقش سرگرمی و تعامل جمعی در جامعه پررنگ بوده است. ظرف معروف «انیمیشن بز» نمونه‌ای بی‌نظیر از خلاقیت هنری و توانایی روایت تصویری است که حرکت حیوان را به شکل پیاپی ثبت کرده است. این ظرف نشان می‌دهد که مردم شهر سوخته توانسته‌اند مفاهیم پیچیده حرکت و زمان را در قالب هنر ثبت کنند و مهارت‌های بصری و فکری پیشرفته‌ای داشته‌اند.

نظام اجتماعی و نقش‌ها

شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که شهر سوخته جامعه‌ای با تخصص‌های شغلی متنوع و طبقه‌بندی اجتماعی مشخص بوده است. صنعتگران، کشاورزان، دامداران، پزشکان و افرادی با مهارت‌های آیینی و هنری هر یک نقش ویژه‌ای در ساختار شهری و عملکرد اقتصادی شهر ایفا می‌کردند. وجود پروتزها، جراحی‌ها و هنرهای پیشرفته نشان می‌دهد که افراد متخصص، چه در حوزه پزشکی و چه در حوزه صنایع دستی، جایگاه مهمی در جامعه داشته‌اند. تقسیم کار و تعامل میان این گروه‌ها به شکل سازمان‌یافته، پایداری و توسعه شهر را ممکن می‌ساخته و زمینه رشد فرهنگی، علمی و هنری جامعه را فراهم کرده است.

در نتیجه:

ترکیب یافته‌های باستان‌شناسی، از خانه‌ها و کارگاه‌ها گرفته تا گورستان‌ها و آثار هنری، تصویر یک جامعه پیچیده و پیشرفته را ارائه می‌کند که نه تنها پاسخگوی نیازهای روزمره بوده، بلکه فرصت خلاقیت، نوآوری و تعامل اجتماعی را نیز فراهم می‌کرده است. شهر سوخته نمونه‌ای منحصر به فرد از زندگی شهری در شرق فلات ایران در هزاره سوم پیش از میلاد است؛ جامعه‌ای که در آن فناوری، هنر، دانش پزشکی و ساختار اجتماعی پیشرفته به شکل هماهنگ در کنار هم وجود داشته‌اند و بقایای آن، حتی پس از هزاران سال، ما را با عمق و پیچیدگی تمدنی که در این منطقه شکل گرفته بود مواجه می‌کند.

  •  اقتصاد، تولید و شبکه‌های مبادلاتی در شهر سوخته

 صنایع محلی: سفال، مهرسازی، نساجی، فلزکاری، سنگ‌تراشی

شهر سوخته یکی از مراکز مهم تولید صنایع دستی در هزاره سوم پیش از میلاد بود و صنایع محلی آن طیف وسیعی از مهارت‌ها و تخصص‌ها را در بر می‌گرفت. سفالگری به عنوان یکی از برجسته‌ترین صنایع، از کیفیت بالایی برخوردار بود و ظروف نه تنها کاربردی بلکه از نظر تزئینی و هنری بسیار غنی طراحی می‌شدند.

برخی ظروف دارای نقوش حیوانات، انسان‌ها و حتی تصاویر متحرک بودند، از جمله ظرف معروف «انیمیشن بز» که حرکت حیوان را به صورت پشت سر هم ثبت کرده و نشان‌دهنده درک دقیق مردم آن زمان از حرکت و زمان است. مهرسازی نیز بخشی از هنر و اقتصاد شهر را شکل می‌داد؛ مهرها از جنس سنگ و گاهی سفال ساخته می‌شدند و نقش مهمی در امور اداری، مذهبی و تجاری داشتند.

در حوزه نساجی، بقایای نخ، پارچه و ابزار بافت نشان می‌دهد که تولید پوشاک و پارچه‌های بافته‌شده به شکل گسترده و سازمان‌یافته انجام می‌شده است. فلزکاری شامل ساخت ابزارهای کاربردی، زیورآلات و مصنوعات فلزی بود و نشان‌دهنده دانش فنی پیشرفته در استخراج و فرآوری فلزات است. همچنین سنگ‌تراشی برای ساخت ابزار، مجسمه‌ها و قطعات تزئینی انجام می‌شد و مهارت بالای هنری و فنی صنعتگران شهر سوخته را نمایان می‌ساخت.

 تولیدات شاخص و نشانه‌های تخصص‌گرایی

یافته‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که تولیدات شهر سوخته بیانگر وجود تخصص‌گرایی و تقسیم کار سازمان‌یافته بوده است. صنایع مختلف مانند سفالگری، فلزکاری، سنگ‌تراشی و نساجی در بخش‌های مجزا و با کارگاه‌های مشخص انجام می‌شده و هر گروه از صنعتگران به مهارت خاص خود اختصاص داشته است. کشف کارگاه‌های متعدد و ابزارهای تخصصی در بخش‌های مختلف شهر نشان می‌دهد که تولید کالا نه تنها برای مصرف داخلی، بلکه برای مبادلات اقتصادی و تجاری طراحی شده بود. تولیداتی مانند ظروف سفالی با نقوش دقیق، جواهرات با سنگ‌های نیمه‌قیمتی و ابزارهای فلزی، شواهدی از سازمان‌یابی حرفه‌ای و دانش پیشرفته در فرآیندهای تولید ارائه می‌کنند و نمایانگر توانمندی جامعه در مدیریت صنایع و بهره‌وری از نیروی کار تخصصی است.

 شواهد تجارت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای

شهر سوخته به وضوح بخشی از شبکه‌های تجاری گسترده منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بوده است. آثار کشف‌شده از مواد نیمه‌قیمتی مانند فیروزه، لاجورد، صدف و نمک دریایی نشان می‌دهد که مردم این شهر با مناطق مختلف ایران و حتی فراتر از آن، از جمله آسیای میانه و میان‌رودان، در ارتباط بوده‌اند. سفال‌ها، زیورآلات و ابزارهای فلزی به عنوان کالاهای مبادله‌ای عمل می‌کردند و امکان می‌دادند تا شهر سوخته در شبکه گسترده تجارت عصر برنز جایگاهی فعال داشته باشد. این شواهد نشان می‌دهند که شهر سوخته نه تنها تولیدکننده و مصرف‌کننده، بلکه توزیع‌کننده کالاهای مهم منطقه‌ای بوده و نقش کلیدی در جریان تجارت و انتقال فرهنگ داشته است.

 مسیرهای احتمالی ارتباط با بلوچستان، آسیای میانه، دره سند و میان‌رودان

مطالعات باستان‌شناسی و جغرافیایی حاکی از آن است که مسیرهای ارتباطی شهر سوخته احتمالا از طریق راه‌های زمینی و رودخانه‌ای با مناطق اطراف برقرار بوده است. مسیرهایی از بلوچستان، آسیای میانه و دره سند به شهر سوخته متصل می‌شده‌اند و امکان تبادل کالا، دانش و فرهنگ را فراهم می‌کرده‌اند.

برخی محققان معتقدند که این مسیرها علاوه بر انتقال محصولات، نقش مهمی در تبادل ایده‌ها و فناوری‌ها داشتند؛ به گونه‌ای که برخی نمونه‌های سفال و ابزارهای فلزی و حتی تکنیک‌های پزشکی و جراحی مشابه نمونه‌های موجود در میان‌رودان و بلوچستان هستند. این شبکه‌های ارتباطی گسترده، شهر سوخته را به یک مرکز اقتصادی و فرهنگی مهم در شرق فلات ایران تبدیل کرده و نشان می‌دهد که جامعه آن زمان توانسته با بهره‌گیری از منابع محلی و مهارت‌های تخصصی، موقعیت خود را در یک شبکه منطقه‌ای گسترده تثبیت کند.

  •  معماری، شهرسازی و تقسیم‌بندی فضاها در شهر سوخته

شهرسازی منظم و سازمان‌یافته

مطالعات باستان‌شناسی نشان می‌دهد که شهر سوخته یکی از نمونه‌های اولیه شهرسازی منظم در شرق فلات ایران بوده است. خانه‌ها و ساختمان‌ها در قالب بلوک‌های مشخص و شبکه‌ای از کوچه‌ها و گذرگاه‌ها ساخته شده بودند، به طوری که هر بخش شهر کاربری خاص خود را داشته است. این الگو نشان‌دهنده تفکر مدون در تقسیم فضا، نیاز به ساماندهی زندگی جمعی و مدیریت منابع است. کوچه‌ها و مسیرهای عبور به گونه‌ای طراحی شده‌اند که دسترسی به فضاهای مسکونی، کارگاه‌ها و مناطق عمومی به صورت همزمان آسان باشد و حرکت در شهر، با نظم و کنترل جریان جمعیت همراه باشد.

مسکن و فضاهای مسکونی

خانه‌ها عمدتاً خشتی و گاهی دو طبقه بوده‌اند و دارای حیاط مرکزی و اتاق‌های متعدد برای زندگی روزمره، نگهداری مواد غذایی و فعالیت‌های خانوادگی بوده‌اند. برخی خانه‌ها دارای انبارهای اختصاصی و فضای کارگاهی کوچک برای فعالیت‌های خانگی مانند بافت و سفالگری بودند. دیوارها با خشت‌های خشک یا پخته ساخته شده و بعضی خانه‌ها با استفاده از ملات ساده محکم‌سازی شده‌اند. الگوی ساخت خانه‌ها نشان‌دهنده توجه به تابش نور، تهویه و حفاظت در برابر گرما و بادهای منطقه‌ای است و حاکی از درک مهندسی و زیست‌محیطی مردم آن زمان است.

فضاهای صنعتی و کارگاهی

در شهر سوخته بخش‌های مشخصی برای تولید و صنایع دستی اختصاص داده شده بود. کارگاه‌های سفالگری، فلزکاری، سنگ‌تراشی و بافت به صورت مجزا قرار داشتند و هر گروه از صنعتگران در محیطی مستقل با دسترسی مناسب به مواد اولیه فعالیت می‌کردند. کشف ابزارهای تخصصی در این کارگاه‌ها نشان می‌دهد که تولید کالا با دقت و مهارت بالا انجام می‌شده و تقسیم کار حرفه‌ای در سطح شهری سازمان یافته بود. این تفکیک فضاهای صنعتی از بخش‌های مسکونی، علاوه بر افزایش کارایی تولید، به بهداشت و نظم شهری نیز کمک می‌کرد.

 فضاهای عمومی و تجمعات اجتماعی

شواهد نشان می‌دهد که شهر سوخته دارای فضاهای عمومی اختصاصی برای تجمعات اجتماعی، مذهبی و اقتصادی بوده است. این فضاها شامل میدان‌ها، محل برگزاری مراسم آیینی و مکان‌های تجمع احتمالی برای تبادل کالا و بحث‌های جمعی بوده‌اند. وجود این فضاهای باز در کنار کارگاه‌ها و خانه‌ها نشان می‌دهد که مردم شهر سوخته اهمیت بالایی برای تعامل اجتماعی و زندگی جمعی قائل بودند و طراحی شهری با هدف ایجاد هماهنگی بین زندگی خصوصی و فعالیت‌های عمومی انجام شده بود.

گورستان‌ها و تقسیم‌بندی تدفین

گورستان‌های شهر سوخته در حاشیه شهر قرار داشته‌اند و شامل هزاران قبر با تنوع قابل توجه هستند. این گورستان‌ها منعکس‌کننده ساختار اجتماعی و فرهنگی شهر هستند؛ تنوع تدفین‌ها و همراهی برخی از افراد با اشیای تزئینی یا ابزارها نشان می‌دهد که جایگاه اجتماعی و ثروت فرد در انتخاب مکان و شکل تدفین تأثیر داشته است. علاوه بر این، بررسی بقایای انسانی در گورستان‌ها اطلاعات ارزشمندی درباره تغذیه، بیماری‌ها و روش‌های مراقبت پزشکی ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که ساختار شهری و فرهنگی شهر سوخته به صورت مستقیم با زندگی و مرگ ساکنان آن مرتبط بوده است.

 معماری پیشرفته و مهندسی شهری

وجود سیستم‌های آبیاری، حوضچه‌ها، کانال‌ها و طراحی منظم گذرگاه‌ها نشان می‌دهد که مردم شهر سوخته درک عمیقی از مهندسی و مدیریت شهری داشته‌اند. علاوه بر این، طراحی خانه‌ها و کارگاه‌ها به گونه‌ای بوده که تابش نور و جریان هوا کنترل می‌شده و استحکام سازه‌ها در برابر شرایط محیطی منطقه فراهم شده بود. این توجه به جزئیات نشان می‌دهد که معماری شهر سوخته تنها برای زیست روزمره طراحی نشده، بلکه اهداف بهداشتی، اقتصادی و اجتماعی را نیز در نظر داشته است.

در نتیجه:

شهر سوخته نمونه‌ای بارز از یک شهر پیشرفته در هزاره سوم پیش از میلاد است، که در آن معماری و شهرسازی با دقت و نظم بالا انجام شده و بخش‌های مسکونی، صنعتی، عمومی و گورستان‌ها با هم در هماهنگی بوده‌اند. تقسیم‌بندی فضایی شهر و طراحی مهندسی آن نشان‌دهنده درک عمیق ساکنان از نیازهای جمعی، تخصص‌های مختلف و تعاملات اجتماعی است. این ساختار شهری نه تنها زندگی روزمره مردم را تسهیل می‌کرد، بلکه بستر مناسبی برای فعالیت‌های اقتصادی، فرهنگی و هنری فراهم می‌آورد و جایگاه شهر سوخته را به عنوان یک مرکز تمدنی پیشرفته تثبیت می‌کرد.

  • فناوری، صنایع و پزشکی در شهر سوخته

فناوری و ابزارآلات

شهر سوخته نمونه‌ای از پیشرفت فنی در هزاره سوم پیش از میلاد است و ابزارهای کشف‌شده نشان می‌دهند که مردم آن زمان توانسته‌اند با دانش مهندسی و موادشناسی پیشرفته، زندگی روزمره و فعالیت‌های صنعتی خود را تسهیل کنند. ابزارهای فلزی شامل تیغه‌ها، چاقوها، سنبه‌ها و مهره‌ها، هم کاربردهای عملی داشتند و هم در تولید صنایع دستی استفاده می‌شدند. بررسی مواد اولیه نشان می‌دهد که استخراج و فرآوری فلزات و سنگ‌ها با دقت و دانش پیشرفته انجام می‌شده و تکنیک‌هایی مانند ریخته‌گری و حکاکی روی فلزات و سنگ‌ها مورد استفاده بوده است. این ابزارها به همراه کارگاه‌های صنعتی نشان می‌دهد که فعالیت‌های تولیدی در سطح شهر کاملاً سازمان‌یافته و تخصصی بوده است.

صنایع دستی و مهارت‌های هنری

شهر سوخته به عنوان یک مرکز تولید صنایع دستی دارای تنوع فوق‌العاده‌ای بود. سفالگری، جواهرسازی، مهرسازی، نساجی و سنگ‌تراشی نشان‌دهنده مهارت‌های فنی و هنری مردم است. ظروف سفالی با نقوش دقیق و گاهی تصاویر متحرک، مهرها و زیورآلات با سنگ‌های نیمه‌قیمتی و ابزارهای باستانی همگی بازتابی از تخصص و خلاقیت بالای ساکنان هستند. ابزارهای بافت و نخ‌های کشف‌شده نیز نشان می‌دهد که صنعت نساجی در شهر سوخته به شکل پیشرفته‌ای انجام می‌شده و تولید پوشاک و پارچه‌های بافته‌شده نه تنها برای استفاده داخلی بلکه برای تبادلات تجاری نیز اهمیت داشته است.

پزشکی و درمان‌های باستانی

یکی از برجسته‌ترین شگفتی‌های شهر سوخته، شواهد پزشکی و درمانی آن است. کشف پروتز چشم در یکی از قبور نشان می‌دهد که ساکنان شهر توانسته‌اند برای بهبود کیفیت زندگی بیماران و آسیب‌دیدگان از مواد طبیعی پروتز بسازند و آن را به شکل کاربردی مورد استفاده قرار دهند. جراحی جمجمه (Trepanation) در برخی بقایای انسانی نیز شواهدی از دانش پزشکی ابتدایی ارائه می‌دهد؛ این جراحی‌ها با هدف کاهش فشار مغز یا درمان بیماری‌ها انجام می‌شده و تحلیل استخوان‌ها نشان می‌دهد که افراد پس از عمل تا مدتی زنده مانده‌اند. این امر نه تنها مهارت فنی پزشکان آن زمان را نشان می‌دهد، بلکه اهمیت مراقبت و دانش آناتومی را در این جامعه پیشرفته آشکار می‌سازد.

صنایع و فناوری مواد

شهر سوخته در بهره‌برداری از منابع طبیعی و فناوری مواد نیز پیشرفته بود. استفاده از قیر، مواد معدنی و ترکیبات طبیعی در ساخت پروتز چشم و ابزارهای مختلف، حکایت از دانش گسترده‌ای دارد که فراتر از تکنیک‌های ساده روزمره است. فلزکاری و سنگ‌تراشی با دقت و طراحی پیشرفته، تولید ابزارهای کاربردی و زیورآلات را ممکن می‌کرد. همچنین بافت و نساجی نشان‌دهنده توانایی بهره‌برداری از پشم، نخ و الیاف طبیعی با مهارت بالا است که نشان می‌دهد جامعه نه تنها مصرف‌کننده بلکه خلاق و نوآور نیز بوده است.

جمع‌بندی

فناوری، صنایع و پزشکی شهر سوخته نمایانگر جامعه‌ای پیشرفته و خلاق در هزاره سوم پیش از میلاد است. ابزارآلات و فناوری‌های تولیدی، صنایع دستی متنوع و مهارت‌های پزشکی نشان می‌دهند که مردم این شهر توانسته‌اند با دانش و مهارت خود، نیازهای روزمره، معیشت و سلامت جمعیت را تامین کنند و همزمان به خلاقیت و هنر نیز توجه داشته باشند. این تلفیق دانش فنی، مهارت‌های هنری و مراقبت پزشکی، جایگاه شهر سوخته را به عنوان یک مرکز تمدنی پیشرفته تثبیت می‌کند و تصویر جامعی از تمدنی باستانی ارائه می‌دهد که توانایی‌های علمی، اقتصادی و فرهنگی چشمگیری داشته است.

  •  آیین‌های تدفین در شهر سوخته

توصیف بخش‌های مختلف گورستان

گورستان‌های شهر سوخته در حاشیه شهر قرار داشته و شامل بخش‌های متنوعی بودند که هر یک ویژگی‌ها و کاربردهای خاص خود را داشتند. کاوش‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که برخی بخش‌ها شامل قبرهای ساده و کم‌تزئین بوده و احتمالا برای افراد عادی جامعه در نظر گرفته شده بودند، در حالی که بخش‌های دیگر دارای گورهای بزرگ و پیچیده با همراهی اشیای متنوع و تزئینات خاص بوده‌اند. این تنوع فضایی نشان می‌دهد که شهروندان بر اساس جایگاه اجتماعی، خانواده یا گروه‌های تخصصی خود، در مکان‌های مشخصی دفن می‌شده‌اند. همچنین، برخی گورها شامل چندین تدفین متوالی بوده‌اند، که احتمالاً نشان‌دهنده ادامه سنت‌های خانوادگی یا گروهی در انتخاب محل دفن است.

تفاوت‌های شیوه‌های تدفین و مفهوم اجتماعی آن‌ها

شیوه‌های تدفین در شهر سوخته متنوع بوده است. برخی افراد به شکل ساده در زمین دفن شده‌اند، در حالی که دیگران با وسایل و اشیای تزئینی همراه شده‌اند. در برخی موارد، تدفین شامل قرار دادن اجساد در ظروف سفالی، سنگ‌های پوششی یا ساختارهای پیچیده‌ای از خشت و سنگ بوده است. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که شیوه تدفین نه تنها بازتاب‌دهنده شرایط اقتصادی یا اجتماعی فرد بوده، بلکه به نوعی بیانگر اعتقادات و مناسک آیینی جامعه نیز بوده است. برخی پژوهشگران معتقدند که تدفین‌های پیچیده‌تر برای افراد صاحب جایگاه بالاتر یا متخصصان جامعه انجام می‌شده و به نوعی هویت و نقش اجتماعی فرد را پس از مرگ حفظ می‌کرده است.

اشیای تدفینی و نقش آن‌ها در شناخت باورهای جامعه

اشیای تدفینی شامل سفال، ابزارهای فلزی، مهرها، زیورآلات و گاهی وسایل پزشکی بوده‌اند. این اشیا نه تنها کاربرد عملی داشته‌اند، بلکه به عنوان نمادهایی از وضعیت اجتماعی، حرفه یا اعتقادات مذهبی فرد نیز عمل می‌کرده‌اند. به عنوان مثال، پروتز چشم یا ابزارهای پزشکی موجود در برخی گورها نشان می‌دهد که فرد در زمان حیات نقش مهمی در مراقبت و درمان دیگران داشته است. مهرها و زیورآلات نیز بیانگر ارزش‌های فرهنگی و نقش افراد در امور اجتماعی یا آیینی جامعه بوده‌اند. تحلیل این اشیا به محققان امکان می‌دهد تا باورهای جامعه، نگرش آن‌ها به مرگ و زندگی پس از مرگ، و اهمیت جایگاه اجتماعی را بهتر درک کنند.

تحلیل ساختار طبقاتی احتمالی

تنوع در اندازه، تزئینات و اشیای تدفینی گواه وجود ساختار اجتماعی سلسله‌مراتبی در شهر سوخته است. گورهای ساده‌تر با کمترین همراهی اشیاء به احتمال زیاد متعلق به افراد عادی و کارگران بوده‌اند، در حالی که گورهای پیچیده با ابزارهای تخصصی، زیورآلات و پروتزها، به افراد مهم، متخصص یا ثروتمند اختصاص داشته است. این تفکیک نشان می‌دهد که جامعه شهر سوخته از نظر اجتماعی و اقتصادی طبقه‌بندی شده بود و جایگاه فرد در زمان حیات تأثیری مستقیم بر آیین تدفین و محل دفن وی داشته است. علاوه بر این، برخی گورها با چند تدفین متوالی و همراه با اشیای تخصصی حاکی از تداوم موقعیت اجتماعی خانواده‌ها یا گروه‌های خاص در طول نسل‌ها هستند.

گورستان‌های شهر سوخته نه تنها محل تدفین مردگان بلکه آیینه‌ای از ساختار اجتماعی، باورها و فرهنگ جامعه بودند. تنوع بخش‌ها، شیوه‌های تدفین، و اشیای همراه افراد نشان می‌دهد که جایگاه اجتماعی و تخصص فرد در جامعه به شدت مورد توجه بوده و بر آیین‌های تدفین تأثیرگذار بوده است. تحلیل گورها و اشیا تدفینی، تصویر جامعه‌ای منظم، سلسله‌مراتبی و فرهنگی پیچیده را ارائه می‌دهد که در آن زندگی، حرفه، باورهای مذهبی و هنر در هم تنیده شده و به وضوح در مراسم تدفین بازتاب یافته است.

  •  هنر، فناوری و نوآوری‌ها در شهر سوخته

آفرینش هنری در سفال، مهرها و اشیای تزئینیهنر در شهر سوخته بازتابی از خلاقیت، مهارت فنی و ارزش‌های فرهنگی جامعه است. سفال‌های کشف‌شده تنها وسایل کاربردی نبودند، بلکه حامل نمادها و روایت‌های بصری بودند. نقوش روی ظروف سفالی شامل حیوانات، انسان‌ها، صحنه‌های روزمره و حتی تصاویر متحرک هستند.

مثال شاخص آن ظرف معروف «انیمیشن بز» است که حرکت یک حیوان را به شکل پیوسته و پشت سر هم روی سطح سفال ثبت کرده است، نشان‌دهنده درک دقیق مردم از حرکت و زمان و توانایی آن‌ها در بیان مفاهیم پیچیده در قالب هنر. مهرها نیز علاوه بر کارکرد اداری، نقش آیینی و فرهنگی داشتند و با نقوش دقیق و متنوع، توانایی هنری و مهارت حکاکی ساکنان را نمایان می‌کنند.

اشیای تزئینی مانند زیورآلات، مهره‌ها و قطعات سنگی حکاکی‌شده، نه تنها به جنبه زیبایی‌شناختی توجه داشتند، بلکه نمایانگر هویت اجتماعی و نمادهای فرهنگی جامعه نیز بوده‌اند. این آثار هنری به ما امکان می‌دهند تا باورها، جهان‌بینی و ارزش‌های معنوی مردم شهر سوخته را بهتر درک کنیم و جایگاه آن‌ها را در شبکه فرهنگی هزاره سوم پیش از میلاد بازسازی کنیم.

فناوری‌های پیشرفته در نساجی و سفالگری

شهر سوخته در فناوری‌های تولیدی خود از جمله نساجی و سفالگری پیشرفت چشمگیری داشته است. کشف نخ‌ها و پارچه‌های پیچیده نشان می‌دهد که مردم توانسته‌اند با استفاده از ابزارهای بافت و دانش مواد اولیه، پارچه‌های با دوام، زیبا و منظم تولید کنند.

برخی پارچه‌ها دارای طرح‌های هندسی منظم و رنگ‌آمیزی ظریف بوده‌اند که بیانگر شناخت دقیق از الیاف، بافت و رنگ‌آمیزی طبیعی است. در سفالگری نیز مردم شهر سوخته علاوه بر تولید ظروف ساده، توانایی ساخت ظروف با نقوش دقیق، لعاب‌های ابتدایی و تصاویر متحرک داشتند. این فناوری‌ها، هم کاربرد اقتصادی داشتند و هم زمینه‌ای برای خلاقیت و بیان هنری فراهم می‌کردند. تولیداتی با چنین کیفیتی، علاوه بر استفاده داخلی، قابلیت مبادله با مناطق دیگر و ارزش نمادین برای جامعه نیز داشته‌اند.

جایگاه هنر شهر سوخته در قیاس با مراکز هم‌دوره

هنر و فناوری شهر سوخته در مقایسه با مراکز هم‌دوره مانند بین‌النهرین، دره سند و بلوچستان، جایگاهی ممتاز دارد. در حالی که این مناطق نیز دارای هنر پیشرفته بودند، شهر سوخته با ترکیب مهارت‌های فنی، خلاقیت نمادین و پیچیدگی طراحی، آثار منحصربه‌فردی خلق کرده است. ظرف‌های دارای تصاویر متحرک، مهرهای دقیق و فناوری پیشرفته نساجی، بیانگر سطح بالای تفکر هنری و تکنیک‌های فنی است که در هیچ یک از مراکز هم‌دوره به چنین درجه‌ای از خلاقیت و تنوع نرسیده‌اند. همچنین هماهنگی میان هنر، فناوری و زندگی روزمره در شهر سوخته، نشان می‌دهد که این جامعه نه تنها تولیدکننده کالاهای کاربردی و تزئینی بوده، بلکه به یک مرکز خلاقیت و نوآوری در سطح منطقه تبدیل شده است.

هنر، فناوری و نوآوری در شهر سوخته نمایانگر جامعه‌ای پیشرفته، خلاق و سازمان‌یافته در هزاره سوم پیش از میلاد است. سفال‌ها، مهرها، اشیای تزئینی، ابزارهای نساجی و یافته‌های نمادین نه تنها کاربرد اقتصادی و عملی داشته‌اند، بلکه بیانگر جهان‌بینی، باورها و ارزش‌های معنوی مردم بوده‌اند. تلفیق هنر و فناوری، شهر سوخته را به یک مرکز خلاق و پیشرفته در شرق فلات ایران تبدیل کرده و تصویر تمدنی را ارائه می‌دهد که نوآوری، خلاقیت و مهارت فنی را همزمان در کنار هم پرورش داده است. این جامعه توانسته با تلفیق دانش فنی، مهارت هنری و بیان نمادین، جایگاهی بی‌همتا در شبکه تمدنی هزاره سوم پیش از میلاد پیدا کند.

  • تعاملات فرهنگی و جایگاه شهر سوخته در جهان هزاره سوم پیش از میلاد

شباهت‌ها و تفاوت‌ها با شهرهای تمدن سند

شهر سوخته از نظر فرهنگی و تکنولوژیکی شباهت‌های قابل توجهی با شهرهای تمدن دره سند دارد، اما تفاوت‌های مشخصی نیز دارد. مانند دره سند، شهر سوخته دارای شبکه‌ای منظم از کوچه‌ها و خانه‌ها، کارگاه‌های تخصصی و ساختار اجتماعی پیچیده بود و صنایع دستی و فنون هنری متنوعی تولید می‌کرد. با این حال، تفاوت‌ها نیز مشهود است: هنر تصویری و نقوش متحرک روی سفال‌ها در شهر سوخته منحصربه‌فرد بوده و در دره سند نمونه‌های مشابه بسیار محدودند. همچنین برخی فناوری‌ها مانند تولید پارچه‌های بافته‌شده پیچیده و ابزارهای پزشکی پیشرفته، سطحی بالاتر و خاص در شهر سوخته نشان می‌دهند که این جامعه توانسته سبک و نوآوری‌های خاص خود را پرورش دهد، حتی در قیاس با مراکز پیشرفته هم‌دوره.

ارتباط احتمالی با هلیل‌رود (جیرفت)

شواهد باستان‌شناسی و مطالعات شبکه‌های تجاری حاکی از ارتباط احتمالی شهر سوخته با مناطق جنوبی فلات ایران، از جمله هلیل‌رود و محوطه جیرفت است. مواد اولیه مانند فیروزه، لاجورد و صدف دریایی که در شهر سوخته یافت شده‌اند، نشان می‌دهند که تبادلات کالا و فناوری با جنوب و شرق ایران برقرار بوده است. این ارتباط‌ها نه تنها از نظر اقتصادی اهمیت داشته‌اند، بلکه موجب انتقال فناوری‌ها، سبک‌های هنری و ایده‌های فرهنگی نیز شده است. به عنوان مثال، برخی نقوش سفالی و مهرها شباهت‌هایی با هنر جیرفت دارند، که نشان‌دهنده تبادل فرهنگی مستقیم یا غیرمستقیم میان این دو مرکز تمدنی است.

نقش شهر سوخته در شبکه شهرهای شرقی فلات ایران

شهر سوخته به عنوان یکی از مراکز اصلی تمدنی شرق فلات ایران عمل می‌کرد. موقعیت آن در نزدیکی منابع آب و مسیرهای تجاری باعث شده بود تا این شهر نقش توزیعی و تجاری مهمی در شبکه شهری شرق فلات داشته باشد. صنایع دستی، فلزات، مهرها و سفال‌های تولید شده در شهر سوخته به عنوان کالاهای مبادله‌ای، به شهرهای هم‌دوره منتقل می‌شدند و از طریق این شبکه، فناوری‌ها و سبک‌های هنری نیز انتشار می‌یافتند. این شبکه گسترده ارتباطی، شهر سوخته را به مرکزی استراتژیک در انتقال فرهنگ، دانش و کالا در شرق فلات ایران تبدیل کرده بود.

موقعیت استراتژیک در مسیر جاده‌های ارتباطی

موقعیت جغرافیایی شهر سوخته، در حاشیه رود هیرمند و نزدیک به مسیرهای ارتباطی میان‌رودان، بلوچستان و آسیای میانه، به آن اهمیت استراتژیک داده بود. این مسیرها امکان تبادل کالا، فناوری و فرهنگ را فراهم می‌کردند و باعث شده بودند شهر سوخته نقش پل ارتباطی میان مراکز تمدنی شرق و جنوب فلات ایران را ایفا کند. حضور مواد نیمه‌قیمتی، اشیای فلزی و سفال‌های وارداتی نشان می‌دهد که این شهر به نقطه‌ای حیاتی در شبکه تجاری هزاره سوم پیش از میلاد تبدیل شده بود و علاوه بر اقتصاد، در شکل‌دهی و انتقال فرهنگ و دانش نیز نقش کلیدی داشته است.

تحلیل تعاملات فرهنگی و جایگاه شهر سوخته نشان می‌دهد که این شهر نه تنها یک مرکز تمدنی مستقل بوده، بلکه در شبکه گسترده شهرهای شرقی فلات ایران و فراتر از آن نقش فعال داشته است. شباهت‌ها و تفاوت‌های آن با تمدن دره سند، ارتباط احتمالی با جیرفت و موقعیت استراتژیک آن در مسیر جاده‌های ارتباطی، بیانگر جایگاه ممتاز شهر سوخته در تبادلات فرهنگی، اقتصادی و فناوری هزاره سوم پیش از میلاد است. این شهر نمونه‌ای از یک جامعه پیشرفته است که توانسته همزمان استقلال فرهنگی و نفوذ منطقه‌ای را حفظ کند و به یک مرکز تمدنی برجسته تبدیل شود.

  •  افول و ترک شهر سوخته

 تحلیل عوامل احتمالی: تغییرات اقلیمی و فشارهای زیست‌محیطی

تحقیقات باستان‌شناسی و مطالعات محیطی نشان می‌دهند که شهر سوخته در طول هزاره سوم پیش از میلاد تحت تأثیر تغییرات اقلیمی قرار گرفته بود. کاهش منابع آب و تغییر مسیر رود هیرمند یکی از مهم‌ترین عوامل زیست‌محیطی در افول این تمدن محسوب می‌شود. این تغییرات باعث کاهش توانایی کشاورزی، اختلال در تأمین منابع حیوانی و افزایش فشار بر منابع طبیعی شد. تحلیل رسوبات رودخانه و بررسی نمونه‌های گیاهی نشان می‌دهد که خشکسالی‌های مقطعی و کاهش بارندگی‌ها، شرایط زندگی را دشوار کرده و مدیریت منابع آب را با چالش مواجه ساخته بود. فشارهای زیست‌محیطی، همراه با نیاز به حفظ جمعیت و صنایع، موجب شد که جامعه شهر سوخته به تدریج تغییراتی در ساختار اقتصادی و اجتماعی خود ایجاد کند.

شواهد باستان‌شناسی از روند کاهش فعالیت‌ها

کاوش‌های باستان‌شناسی شواهدی از کاهش تدریجی فعالیت‌های شهری و صنعتی در دوره‌های پایانی شهر سوخته ارائه می‌دهند. لایه‌های فرهنگی نشان می‌دهند که تولید سفال، فلزکاری و صنایع دستی کاهش یافته و بسیاری از کارگاه‌ها متروکه شده‌اند. همچنین، کاهش تعداد اشیای شاخص و کاهش کیفیت برخی مصنوعات، نمایانگر کاهش منابع اقتصادی و تخصصی در جامعه است. تغییرات در الگوهای تدفین و کاهش آیین‌های تزئینی نیز نشان می‌دهد که سازمان اجتماعی و اقتصادی شهر در حال تحلیل بوده و جامعه برای مقابله با فشارهای زیست‌محیطی، انرژی و منابع خود را محدود کرده است.

انتقال جمعیت و خالی شدن تدریجی منطقه

شواهد نشان می‌دهند که ترک شهر سوخته تدریجی و در چند مرحله انجام شده است. برخی خانواده‌ها و گروه‌ها ابتدا به مناطق همجوار مهاجرت کرده و سپس بخش‌های اصلی شهر به تدریج خالی شده‌اند. آثار سکونت پراکنده و گورهای کوچک و کم‌تزئین در لایه‌های آخر فرهنگی، نمایانگر انتقال جمعیت و کاهش تمرکز جمعیتی است. این روند نشان می‌دهد که افول شهر سوخته نه نتیجه یک حادثه ناگهانی، بلکه فرایندی تدریجی بوده که با فشارهای زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی همزمان همراه بوده است.

در نتیجه

تحلیل عوامل افول و ترک شهر سوخته نشان می‌دهد که این جامعه پیشرفته تحت تأثیر تغییرات اقلیمی، جابه‌جایی مسیر رودخانه و فشارهای زیست‌محیطی قرار گرفته و توانایی خود در مدیریت منابع را به مرور از دست داده است. کاهش فعالیت‌های اقتصادی و صنعتی، تغییر در الگوهای اجتماعی و آیینی، و در نهایت خالی شدن تدریجی شهر، نمایانگر یک فرایند پیچیده افول است که هم عوامل طبیعی و هم ساختار اجتماعی را در بر می‌گیرد. این تحلیل، تصویر واقع‌بینانه‌ای از پایان تدریجی یکی از پیشرفته‌ترین تمدن‌های هزاره سوم پیش از میلاد ارائه می‌دهد و اهمیت مدیریت منابع و سازگاری با محیط زیست را در تاریخ تمدن‌های باستانی نشان می‌دهد.

  •  چشم‌انداز تمدنی و اهمیت تاریخی شهر سوخته

شهر سوخته نمونه‌ای بی‌نظیر از توانایی انسان در سازمان‌دهی جامعه، خلق هنر و فناوری، و تعامل با محیط زیست در هزاره سوم پیش از میلاد است. این شهر، نه تنها به عنوان یک مرکز تمدنی و فرهنگی برجسته شرق فلات ایران اهمیت دارد، بلکه چشم‌اندازی از توانایی‌های انسان باستانی در تولید، نوآوری، هنر و تعامل اجتماعی ارائه می‌دهد. مطالعه این شهر به ما امکان می‌دهد تا فهم بهتری از پویایی‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست‌محیطی جوامع پیشرفته باستانی پیدا کنیم و جایگاه آن‌ها را در تاریخ تمدن جهان هزاره سوم پیش از میلاد بازسازی کنیم.

 

منابع و مراجع 

[1]: https://shahresokhta.ir/fa/ “شهر سوخته”

[2]: https://journals.iaepan.pl/apolona/article/view/341″

[3]: https://archaeopresspublishing.com/ojs/index.php/ash-sharq/article/view/699sharq: Bulletin of the Ancient Near East – Archaeological, Historical and Societal Studies”

[4]: https://www.biblioiranica.info/excavations-and-researches-at-shahr-i-sokhta-3″

[5]: https://en.wikipedia.org/wiki/Shahr-e_Sukhteh”   

6.  مجموعه مقالاتِ باستان‑شناسی و مطالعات اخیر شهر سوخته؛ گزارش نتایج حفاری‌های ۱۹۹۷ تا نزدیک به امروز. جلد ۳ این مجموعه در ۲۰۲۳ منتشر شده است. ([Bibliographia Iranica]

7. Shahr-i Sokhta Excavations** — Enrico Ascalone (2020)  ([Archaeopress Publishing][2])                         |

8. Shahr-i-Sokhta: Tenth Campaign of the Excavation at the Graveyard** — Seyyed Mansur Seyyed Sajjadi  | گزارش فصل دهم کاوش در گورستان شهر سوخته؛ شامل فهرست قبرها، یافته‌های تدفینی، از جمله معروف‌ترین یافته‌ها (چشم مصنوعی) و تحلیل‌های مرتبط.

نویسنده
مقالات مرتبط

دیوار گرگان ،از سنگ و خاک تا افسانه و تاریخ

مقدمه دیوار گرگان یکی از بزرگ‌ترین و در عین حال کمتر شناخته‌شده‌ترین…

کوه خواجه؛ تلاقی طبیعت، اسطوره و معماری در شرق ایران

کوه خواجه در میان دشت پهناور سیستان چون توده‌ای تیره‌فام و منفرد…

تمدن جیرفت،سرزمین فراموش شده‌ی هلیل رود

در پهنهٔ جنوبی فلات ایران، جایی که رشته‌کوه‌های زاگرس شرقی به‌تدریج در…

دیدگاهتان را بنویسید